در حاشیه آیین بزرگداشت کاوه فرزانه، گفت‌وگوی اختصاصی با استاد علی آذرنیا کماری، عکاس پیشکسوت دفاع مقدس و مدرس دانشگاه، انجام شد. او که آثارش در نمایشگاه «دوربین حماسه» به نمایش درآمده، از تجربه عکاسی در دوران جنگ، وجوه اشتراک و افتراق نگاه خود با کاوه فرزانه و ضرورت مستندسازی تاریخ شفاهی عکاسی ایران سخن گفت

به گزارش اتاق روشن پرس، آیین بزرگداشت کاوه فرزانه، هنرمند فقید و عکاس پیشکسوت، فرصتی شد تا با چهره‌های شاخص عرصه عکاسی ایران به گفت‌وگو بنشینیم. یکی از این چهره‌ها، استاد علی آذرنیا کماری، عکاس پیشکسوت دفاع مقدس، مدرس دانشگاه و مدیر گروه عکاسی در مرکز علمی کاربردی سروش است. او که سال‌ها در کنار کاوه فرزانه به عنوان هم‌نسل و هم‌دوره در مسیر عکاسی گام برداشته، در این گفت‌وگو از تجربه زیسته خود در عکاسی جنگ، جایگاه کاوه فرزانه در تاریخ عکاسی ایران و ضرورت مستندسازی تاریخ شفاهی این هنر سخن گفته است. 

عکاسی جنگ؛ سند تاریخی یا روایت حماسی؟

استاد علی آذرنیا در پاسخ به این پرسش که عکاسی در دوران جنگ بیشتر یک سند تاریخی است یا یک روایت حماسی، گفت: «باید اول این دو را از هم جدا کنیم که روایت حماسی چیست یا نقش آن چیست. آن موقع نسبت به الان آگاهی‌مان خیلی کمتر بود و به این صورت نگاه نمی‌کردم. به عکاسی بیشتر به عنوان یک سند تاریخی نگاه می‌شد. چون رفتن‌مان به جبهه از طریق روزنامه اطلاعات بود و من آنجا خبرنگار عکاس بودم، چند مرتبه از آنجا اعزام شدم. اما بعد از این سال‌ها، سی سال از جنگ می‌گذرد و نقش این عکس‌ها عوض شده و این‌ها شده‌اند سندهای تاریخی.»

وی افزود: «ما عکاس خبری بودیم. هر آنچه که خبر بود، اعم از اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، ورزشی، همه را انجام می‌دادیم. در اختیار ما نبود که کدام را برویم یا نه. ما انتخاب نمی‌کردیم؛ در اختیار روزنامه بودیم.»

کاوه فرزانه؛ عکاسی با نگاهی فراتر از ثبت

آذرنیا درباره وجوه اشتراک و افتراق نگاه خود به عنوان عکاس جنگ و نگاه کاوه فرزانه به عنوان عکاس مستند اجتماعی گفت: «چون ایشان آزادتر (فریلنس) بودند و علاقه‌شان هم عکاسی بود، هم فلسفه، بسیار جلوتر از من بودند. مهم این است که حتی اگر دو نفر از یک نقطه از یک موضوع عکس بگیرند، عین هم نخواهد بود، چه برسد به این که شیوه و سبک آنها متفاوت باشد یا در دو چارچوب مختلف واقع شوند.»

انتقال تجربه به نسل امروز؛ ضرورتی انکارناپذیر

این عکاس پیشکسوت درباره نحوه انتقال تجربه زیسته خود در عکاسی دفاع مقدس به دانشجویان امروز که جنگ را تجربه نکردند، گفت: «من سال ۱۳۶۳ رفتم دانشگاه تهران رشته عکاسی و از همان موقع که خودم دانشجو بودم، در کانون انجمن سینمای جوان فیلمبرداری و عکاسی درس می‌دادم. اما با نگاه همان موقع، یعنی چهل و دو سال پیش، کاملاً متفاوت است. ولی الان با این تجربه‌ای که داریم، تجربه را باید انتقال دهیم. بهترین جا هم دانشگاه علمی کاربردی است.»

کنشگری؛ شرط اصلی عکاسی مستند اجتماعی

آذرنیا درباره درسی که از دوران دفاع مقدس برای عکاسی مستند اجتماعی امروز می‌توان گرفت، گفت: «اولینش شناخت و معرفت و آگاهی است. یعنی باید کسی که هر کاری می‌خواهد بکند، کنشگر باشد. برای اینکه کنشگر باشد، باید نسبت به موضوع آگاهی پیدا کند، آزادی داشته باشد و اقدام کند. این شرایط را می‌توان در وجود مرحوم فرزانه دید. به خصوص در کتاب‌هایشان می‌توان جستجو کرد. متأسفانه در زمان جنگ عکاسی ممنوع بود و ای کاش باز بود، چون این تاریخ ماست و برای آینده‌ها بسیار لازم است که بدانند.»

تحصیلات نظری؛ نگاهی تازه به عکاسی

او درباره تأثیر تحصیلات نظری بر بازخوانی آثار دوران دفاع مقدس گفت: «صد درصد. از زمانی که دانشگاه رفتیم، به ما کمک کرد و با نگاه دیگری به عکاسی نگاه کردیم. آن موقع اساتیدی مثل مرحوم دکتر بهمن جلالی، مرحوم اکبر عالمی، مرتضی ممیز، آقای حلیمی، مرحوم یحیی دهقانپور همه استاد بودند و ما از یک فضای بسیار خوب آموزش دیدیم.»

وظیفه اجتماعی عکاس در مواجهه با بحران‌ها

آذرنیا در پاسخ به این پرسش که وظیفه اجتماعی یک عکاس در مواجهه با بحران‌های انسانی مثل جنگ، زلزله و فقر چیست، گفت: «هر انسانی یک کنشی دارد. اگر کنش را ادامه دهیم، می‌شویم کنشگر. کسی که می‌خواهد کنشی انجام دهد، قطعاً به آگاهی، اراده و آزادی نیاز دارد. این‌ها باعث می‌شود شخص کنشگر باشد و نسبت به عملیات بیرون عمل کند. اگر کسی با این نگاه به موضوع نگاه کند، نگاه انسانی دارد. در غیر این صورت، نگاه توریستی است؛ یعنی فقط دنبال این است که عکسی بگیرد و بگوید من آنجا بودم. ولی کنشگر نیست.»

پاتوق‌های عکاسی؛ فرصتی برای ثبت تاریخ شفاهی

او درباره نشست‌های تخصصی خانه عکاسان ایران گفت: «آن جلسات را برگزار می‌کردیم و از قبل تعیین نمی‌کردیم. در همان هفته از عزیزان خواهش می‌کردیم که تشریف بیاورند. در هر رشته می‌توانستند باشند؛ بچه‌های جنگ، بچه‌های مفهومی، خبری یا تبلیغاتی. یادم هست که ۴۰ تا ۴۵ جلسه داشتیم و هر دفعه یکی از عزیزان در آن موضوع صحبت می‌کرد. همه این‌ها ناشی از این است که فقط برای مرحوم کاوه نباشد؛ خیلی عمومی‌تر بود.»

ضرورت مستندسازی برای آیندگان

آذرنیا در پایان درباره پیشنهاد خود برای مستندسازی تاریخ شفاهی عکاسی ایران گفت: «ما باید گذشته را همان طور که هست نگه داریم؛ چه کاغذی، چه دیجیتال، چه تصویر، چه فیلم، چه صوت. که آیندگان بتوانند راحت‌تر ارزیابی کنند. همان طور که ما عکس‌های دوران قاجار را بررسی می‌کنیم که چه بوده و چه اثری داشته. عکاسی یک چیز دیگر است؛ قابل مقایسه با هنرهای دیگر نیست. خیلی آنی است، خیلی لحظه است. بچه‌های خبری تا جایی که من حس می‌کنم، بسیار قدرتمند هستند در اینکه لحظه را شناسایی کنند و عکسشان درست دربیاید و اشکال فنی نداشته باشد. کادربندی‌ها هم خیلی دقیق هستند

  • نویسنده : سارا ساویز