۲۷ شهریورماه، تنها یک مناسبت در تقویم فرهنگی ایران نیست؛ فرصتی است برای مکث در برابر زبانی که قرن‌ها حافظ خاطره، اندیشه، احساس و زیبایی این سرزمین بوده است. روز شعر و ادب پارسی و بزرگداشت استاد شهریار، ما را به یاد میراثی می‌اندازد که در گذر زمان، نه در سکوت موزه‌ها، بلکه در کلام مردم و زندگی نسل‌ها ادامه یافته است.

زبان فارسی را نمی‌توان تنها وسیله‌ای برای گفت‌وگو و انتقال معنا دانست. این زبان، بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی ماست؛ زبانی که در طول قرن‌ها، اندیشه‌های فلسفی، تجربه‌های انسانی، حکمت، عشق، رنج، امید و زیبایی را در قالب شعر و نثر به نسل‌های پس از خود رسانده است.

در تاریخ فرهنگ ایران، شعر بیش از یک گونه ادبی بوده است. گاه زبان اندیشه شده، گاه پناهگاه عاطفه و گاه حافظ خاطره جمعی مردمانی که در فراز و فرود تاریخ، بخشی از جهان خود را در واژه‌ها حفظ کرده‌اند. از فردوسی و حافظ و سعدی تا مولانا و شاعران معاصر، شعر فارسی همواره یکی از مهم‌ترین عرصه‌های شکل‌گیری و استمرار فرهنگ ایرانی بوده است.

در چنین منظری، نام استاد محمدحسین شهریار جایگاهی ویژه پیدا می‌کند. شهریار شاعری بود که توانست میان میراث ادبی گذشته و تجربه زیسته انسان معاصر پلی عاطفی و زبانی ایجاد کند. شعر او از یک سو ریشه در سنت غزل فارسی داشت و از سوی دیگر، به زندگی، عواطف و دغدغه‌های انسان روزگار خود نزدیک بود.

شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شعر شهریار، همین صمیمیت و صداقت عاطفی باشد. در شعر او، واژه‌ها فاصله چندانی با زندگی ندارند. عشق، دلتنگی، خاطره، مادر، وطن، انسان و رنج‌های فردی و اجتماعی، در زبانی ظاهر می‌شوند که برای مخاطب آشنا و قابل لمس است.

«حیدربابایه سلام» نیز از همین منظر، اثری مهم در کارنامه شهریار است؛ شعری که در زبان مادری سروده شد و خاطرات، طبیعت، فرهنگ و زندگی مردم آذربایجان را به یکی از آثار ماندگار ادبی تبدیل کرد. اهمیت این اثر تنها در زبان آن نیست؛ بلکه در توانایی شعر برای حفظ بخشی از یک جهان زیسته و انتقال آن به نسل‌های بعدی است.

شعر در عصر سرعت

اما بزرگداشت شعر و ادب پارسی در روزگار ما تنها بازگشت به گذشته نیست. پرسش مهم‌تر این است که شعر در جهان امروز چه ضرورتی دارد؟

ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که سرعت، بخش بزرگی از تجربه روزمره ما را شکل داده است. اطلاعات با شتاب تولید و مصرف می‌شوند، تصاویر بی‌شمار در برابر چشم ما قرار می‌گیرند و بسیاری از کلمات، پیش از آنکه فرصت اندیشیدن به آنها پیدا کنیم، جای خود را به کلمات بعدی می‌دهند.

در چنین جهانی، شعر می‌تواند تمرینی برای مکث باشد.

شعر از ما می‌خواهد یک واژه را بیشتر ببینیم، یک معنا را دوباره بخوانیم و میان کلمات، چیزی را کشف کنیم که در نگاه نخست دیده نمی‌شود. شاید یکی از ارزش‌های شعر در روزگار ما همین باشد: بازگرداندن عمق به تجربه‌ای که در معرض سطحی‌شدن قرار گرفته است.

از این منظر، پاسداری از زبان فارسی نیز صرفاً حفظ مجموعه‌ای از واژه‌ها یا متون کلاسیک نیست. زبان زمانی زنده می‌ماند که همچنان بتواند بیندیشد، خلق کند، پرسش بسازد و تجربه‌های تازه انسان را بیان کند.

رسانه و مسئولیت پاسداری از کلام

رسانه نیز در این میان می‌تواند نقشی فراتر از انتقال خبر داشته باشد. رسانه فرهنگی، اگر خود را تنها به اطلاع‌رسانی محدود نکند، می‌تواند بستری برای گفت‌وگو با میراث فکری و هنری یک جامعه فراهم آورد.

در اتاق روشن پرس، پرداختن به شعر و ادب پارسی را می‌توان بخشی از همین مسئولیت دانست؛ مسئولیتی برای یادآوری اینکه فرهنگ، تنها مجموعه‌ای از نام‌ها و مناسبت‌ها نیست، بلکه گفت‌وگویی مداوم میان گذشته و اکنون است.

بزرگداشت شهریار نیز اگر تنها به یک مناسبت تقویمی محدود شود، بخش مهمی از معنای خود را از دست می‌دهد. ارزش واقعی چنین روزی در آن است که ما را به خواندن دوباره، اندیشیدن دوباره و یافتن نسبت خود با میراث ادبی‌مان دعوت کند.

ادبیات می‌تواند زبان گفت‌وگو باشد؛ زیرا پیش از آنکه انسان‌ها را در دسته‌ها و مرزها تقسیم کند، از تجربه‌های مشترک انسانی سخن می‌گوید. عشق، فقدان، تنهایی، امید، خاطره و جست‌وجوی معنا، تجربه‌هایی هستند که می‌توانند انسان‌ها را به یکدیگر نزدیک کنند.

میراثی برای آینده

میراث ادبی ایران زمانی زنده است که بتواند با نسل امروز سخن بگوید و الهام‌بخش خلق آثار تازه باشد. فردوسی، حافظ، سعدی، مولانا و شهریار را نباید تنها در قاب گذشته دید؛ آثار آنان زمانی همچنان ارزشمند خواهند بود که بتوانند در ذهن و زبان انسان امروز پرسش تازه‌ای ایجاد کنند.

شاید وظیفه ما نیز چیزی جز این نباشد: میراث را حفظ کنیم، اما آن را متوقف نکنیم.

زبان فارسی برای زنده ماندن به ستایش صرف نیاز ندارد؛ به خواندن، نوشتن، اندیشیدن و آفرینش نیاز دارد. شعر نیز برای ماندگار شدن، باید همچنان در زندگی انسان معاصر حضور داشته باشد.

در روز شعر و ادب پارسی، یاد شهریار را گرامی می‌داریم؛ شاعری که بخشی از عاطفه و خاطره مردم را به زبان شعر سپرد و نشان داد که کلام، هنگامی که از تجربه حقیقی زندگی سرچشمه بگیرد، می‌تواند از مرز زمان و جغرافیا عبور کند.

شعر، فقط کلامِ زیبا نیست؛ حافظه‌ای است که سخن می‌گوید. و زبان فارسی، تنها میراثی از گذشته نیست؛ خانه‌ای است که تا زمانی که در آن می‌اندیشیم و می‌نویسیم، همچنان زنده خواهد ماند.

 

ریحانه تقی یاری