سیزدهم تیرماه، روزِ پیوندِ جان و کمان است. روزی که آرش، قهرمانِ بی‌آلایشِ ایران، بر ستیغِ البرز ایستاد تا با فدایِ جان، مرزهایِ این خاکِ مقدس را تا ابدیت امتداد بخشد.

بر ستیغِ سربلندی؛ وقتی جان، تیرِ پرواز شد

در ستیغِ سرکشِ البرز، آنجا که ابرها سجده‌گاهِ صخره‌اند و باد، قصیده‌ی استواری را زمزمه می‌کند، سیزدهم تیرماه نه تنها یک تاریخ، که میعادگاهِ عشق است. روزی که آرش، نه یک تیر، که تمامِ هستی و تپش‌هایِ قلبِ خویش را بر چله‌ی کمان نهاد.

او فقط مرزِ ایران را ترسیم نکرد؛ او «غیرت» را در کالبدِ کوهستان دمید. هر بار که نامِ آرش بر زبان می‌آید، باید به احترامِ آن شکوهِ بی‌بدیل، کلاه از سر برداشت و به خاکِ این سرزمین بوسه زد. آرش به ما آموخت که برایِ ایران، «بودن» تنها کافی نیست؛ برایِ ایران باید «سوختن» و برایِ آبیِ بیکرانِ این آسمان، باید «جان» را نثار کرد.

امروز، در «اتاق روشن پرس»، ما به یادِ آن تیرِ سرنوشت‌ساز، از دریچه‌ی دوربینِ خویش به قله‌هایِ سرافرازِ البرز می‌نگریم. ما عکاسان، ادامه‌دهنده‌ی همان نگاهِ تیزی هستیم که مرزهایِ روشنایی را می‌جوید. آرش در جانِ هر ایرانی است که به سربلندیِ این خاک می‌اندیشد. یادش، چون قله‌هایِ دماوند، همواره بلند و جاودانه باد.

ریحانه تقی یاری