در روزگاران کهن، ایرانیان بلندترین روز سال را با آیین «آب‌پاشونک» به جشن می‌نشستند؛ سنتی که بیش از سرگرمی، نمادی برای پاکی، پیوند و بازیابی طراوت بود. در آستانه‌ی تابستان، از فلسفه‌ی این آیین می‌گوییم و ضرورتِ جاری کردنِ دوباره‌ی مهربانی در روابطِ امروزمان.

اول تیر؛ آب‌پاشونک و گرمایِ مهربانی

اول تیرماه است؛ خورشید در بالاترین نقطه‌ی آسمان ایستاده و بلندترین روز سال، دروازه‌های تابستان را به روی ما گشوده است. در فرهنگ غنی ایرانی، این لحظاتِ گذار، تنها تغییر فصل در تقویم نیستند، بلکه جشنی برای حیات و ستایشی برای نورند. در این میان، یادآوری آیین باستانی «آب‌پاشونک» در آغاز تابستان، دعوتی است به بازیابیِ طراوت در اوجِ گرما.

در روزگاران کهن، «آب‌پاشونک» چیزی فراتر از تفریحی ساده یا بازیِ کودکانه بود؛ آیینی برخاسته از دلِ فرهنگِ کویری ایران که در آن، «آب» به‌عنوان مقدس‌ترین عنصر هستی، دست‌مایه‌یِ پیوندِ دوباره‌یِ جان‌ها قرار می‌گرفت. در این روز مردم با پاشیدنِ آب بر یکدیگر، هم گرمایِ جان‌فرسای تابستان را به مبارزه می‌طلبیدند و هم گرد و غبارِ کدورت‌ها را از جانِ یکدیگر می‌شستند تا در آغازِ فصلِ جدید، با دلی روشن و تنی تازه واردِ روزهای گرم شوند.

شاید امروز دیگر خبری از آن آب‌پاشیدن‌های دسته‌جمعی در میادین شهر نباشد، اما «آب‌پاشونک» هنوز یک مفهومِ زنده و نیازِ مبرمِ ماست. در دنیای پرهیاهو و گاه خشنِ امروز که دغدغه‌های روزمره همچون گرمایی سوزان بر جانمان می‌نشیند، بیش از هر زمان دیگری به این آیین نیاز داریم؛ نه لزوماً با آب، بلکه با واژه‌ها و رفتارمان.

بیایید در این اولین روز تابستان، با «آب‌پاشونکِ» همدلی، با خنکای لبخندی به‌موقع و با کلامی آرامش‌بخش، گرمایِ خشم و خستگی را از فضای روابطمان بزداییم. بگذارید این تابستان برای ما، فصلی برای کاشتنِ بذرِ شادی و آبیاریِ آن با زلالیِ نیت‌های خیر باشد. آغازِ تابستان و جشنِ طراوت بر شما مبارک باد.

 

 

ریحانه تقی یاری