هزار سال از روزگار ابوالفضل بیهقی می‌گذرد، اما پرسشی که او با قلم خود پیش روی تاریخ گذاشت، همچنان زنده است: چه کسی حقیقت را روایت می‌کند و چه کسی آن را به سود قدرت تغییر می‌دهد؟ میراث بیهقی تنها کتابی تاریخی نیست؛ درسی ماندگار درباره وجدان نویسنده، مسئولیت روایت و ضرورت پاسداری از حافظه یک ملت است.

تاریخ، فراتر از روایت پادشاهان

تاریخ را فاتحان می‌نویسند؛ این گزاره اگرچه مشهور است، اما همه حقیقت نیست. گاه در دل دستگاه قدرت، قلمی پدید می‌آید که از شکوه فرمانروایان فراتر می‌رود و سرنوشت انسان‌ها را با دقت، انصاف و نگاهی نقادانه ثبت می‌کند. ابوالفضل بیهقی از چنین نویسندگانی بود.

او در سده پنجم هجری، در روزگاری که تاریخ‌نگاری غالباً با شرح فتوحات، ستایش فرمانروایان و ثبت وقایع دربار پیوند داشت، روایتی آفرید که در آن انسان، اخلاق، سیاست و مناسبات قدرت جایگاهی برجسته یافتند.

«تاریخ بیهقی» تنها گزارش رویدادهای حکومت غزنویان نیست؛ تصویری زنده از جامعه‌ای است که در آن جاه‌طلبی، وفاداری، ترس، خرد، خیانت و عدالت در کنار یکدیگر سرنوشت انسان‌ها را رقم می‌زنند.

آنجا که تاریخ به ادبیات می‌رسد

ارزش بیهقی تنها در آنچه نوشته نیست، بلکه در شیوه نوشتن او نیز نهفته است. نثر او از برجسته‌ترین جلوه‌های زبان فارسی است؛ نثری که دقت تاریخی را با قدرت تصویرسازی، شخصیت‌پردازی و ظرافت ادبی درآمیخته است.

در روایت مشهور بر دار شدن حسنک وزیر، بیهقی از یک رویداد سیاسی فراتر می‌رود و تراژدی انسانی را به تصویر می‌کشد؛ روایتی که پس از قرن‌ها همچنان خواننده را در برابر پرسش‌هایی درباره عدالت، قدرت و سرنوشت انسان قرار می‌دهد.

هنر بیهقی در آن است که تاریخ را از مجموعه‌ای از نام‌ها و تاریخ‌ها به تجربه‌ای انسانی بدل می‌کند. خواننده آثار او تنها از گذشته آگاه نمی‌شود؛ گذشته را احساس می‌کند و به داوری درباره آن فراخوانده می‌شود.

بیهقی و مسئولیت روایت در جهان امروز

در روزگار ما که انتشار اطلاعات با سرعتی بی‌سابقه صورت می‌گیرد و مرز میان واقعیت، تبلیغات و تحریف گاه مبهم می‌شود، بازخوانی میراث بیهقی ضرورتی فراتر از بزرگداشت یک چهره ادبی دارد.

برای روزنامه‌نگار امروز، بیهقی یادآور مسئولیتی بنیادین است: فاصله گرفتن از شتاب‌زدگی، سنجش روایت‌ها، توجه به زمینه رویدادها و پرهیز از تبدیل قلم به ابزار توجیه قدرت.

البته بیهقی نیز فرزند زمانه خود بود و روایت او را باید با آگاهی از جایگاهش در ساختار سیاسی و محدودیت‌های تاریخی دورانش خواند. با این همه، کوشش او برای ثبت جزئیات، بازنمایی شخصیت‌ها و توضیح مناسبات سیاسی، همچنان برای تاریخ‌نگاران و اهل رسانه آموزنده است.

ملتی که گذشته خود را نقادانه می‌خواند

بزرگداشت بیهقی، در معنای عمیق‌تر، بزرگداشت حافظه تاریخی ایران است. ملتی که تاریخ خود را تنها برای افتخار کردن بخواند، از تجربه‌های گذشته کمتر می‌آموزد؛ اما جامعه‌ای که تاریخ را با پرسشگری و نگاه انتقادی مطالعه کند، امکان بیشتری برای شناخت خطاها و ساختن آینده خواهد داشت.

بیهقی به ما یادآوری می‌کند که تاریخ صرفاً متعلق به گذشته نیست. تصمیم‌های امروز، سکوت‌های امروز و روایت‌هایی که امروز منتشر می‌کنیم، همگی بخشی از حافظه فردای جامعه خواهند شد.

یکم آبان، روز بزرگداشت ابوالفضل بیهقی، فرصتی است برای یادآوری این حقیقت که شکوه یک تمدن تنها به فرمانروایان و بناهای تاریخی آن نیست؛ به اندیشمندانی نیز هست که جرئت اندیشیدن، پرسیدن و ثبت کردن داشته‌اند.

بیهقی ماندگار شد، نه به سبب قدرتی که در اختیار داشت، بلکه به اعتبار قلمی که از روزگار قدرت فراتر رفت.

و شاید مهم‌ترین پیام او برای انسان امروز همین باشد:

قدرت می‌گذرد، اما آنچه از حقیقت به قلم سپرده می‌شود، می‌تواند قرن‌ها زنده بماند.

 

ریحانه تقی یاری