روز ملی صنعت چاپ، فقط یادبود یک فنِ کهن نیست؛ یادآوریِ نقشی است که این صنعت در ثبت، تکثیر و انتقالِ دانش، هنر و حافظهٔ تاریخی جامعه داشته است. چاپ، واژه‌ها را بر کاغذ نمی‌نشاند؛ در هم‌آمیزی با عکاسی، کتاب، مطبوعات، پوستر و هنرهای تجسمی، فرهنگ دیداریِ ما را سامان داده و تصویر را از قابِ دوربین به حافظهٔ عمومی رسانده است.

چاپ، پیش از آنکه صنعت باشد، امکانی فرهنگی است؛ امکانی برای آنکه اندیشه از ذهنِ فردی فراتر رود و در خاطرهٔ جمعی جای بگیرد. هر کتاب، روزنامه، مجله، پوستر یا آلبوم تصویری که چاپ می‌شود، پاره‌ای از تجربهٔ زیستهٔ یک جامعه را ثبت و برای آیندگان حفظ می‌کند. در میان هنرهای تصویری، عکاسی بیش از بسیاری از حوزه‌ها با صنعت چاپ گره خورده است. عکس تا وقتی در حافظهٔ دوربین یا در پرونده‌ای دیجیتال باقی می‌ماند، تصویری قابل مشاهده است؛ اما هنگامی که در کتاب، مجله، روزنامه، نمایشگاه یا آلبوم چاپ می‌شود، به سندی فرهنگی و تاریخی بدل می‌شود. از همین رو، تاریخ عکاسی را نمی‌توان جدا از تاریخ چاپ و انتشار تصویر روایت کرد.

چاپ به عکس امکانِ تکثیر داد و تکثیر، مخاطبِ آن را گسترش داد. از صفحات مجلات و روزنامه‌ها تا کتاب‌های تخصصی عکاسی و کتاب‌های نفیس هنری، چاپ باعث شد تصویر از یک شیء شخصی به رسانه‌ای عمومی تبدیل شود. بسیاری از تصاویری که امروز بخشی از حافظهٔ تاریخی و فرهنگی جهان به شمار می‌روند، به واسطهٔ چاپ و انتشار گسترده از مرزهای زمان و مکان گذشته‌اند.

در ایران نیز صنعت چاپ نقشی بنیادین در شکل‌گیری فرهنگ عمومی، گسترش آموزش، توسعهٔ مطبوعات و رشد هنرهای تصویری داشته است. ورود چاپ به ایران، مسیر انتقال دانش و اندیشه را دگرگون کرد و بعدها با رواج روزنامه‌ها، مجلات و کتاب‌های مصور، زمینه‌ای تازه برای شکوفایی عکاسی و فرهنگ دیداری پدید آورد.

امروز در عصر دیجیتال، شاید گمان کنیم چاپ اهمیت پیشین خود را از دست داده است، اما واقعیت جز این است. هر روز میلیون‌ها تصویر در فضای مجازی خلق و منتشر می‌شوند و بخش بزرگی از آنها پس از زمانی اندک در انبوهِ داده‌ها گم می‌شوند. در چنین شرایطی، چاپ همچنان می‌تواند معنایی دیگر داشته باشد: تبدیل تصویرِ گذرا به اثری مادی و ماندگار.

یک عکس چاپ‌شده، برخلاف تصویری که فقط روی صفحهٔ نمایش دیده می‌شود، جسم دارد؛ بافت، اندازه و حضور در یک مکان واقعی. کتاب عکس نیز صرفاً مجموعه‌ای از فایل‌های تصویری نیست؛ بلکه روایتی مادی از نگاه عکاس است. انتخاب کاغذ، کیفیت چاپ، قطع کتاب، رنگ، صفحه‌آرایی و چینش تصاویر در کنار یکدیگر، همه بخشی از زبانِ اثرند.

از این منظر، صنعت چاپ و عکاسی دو حوزهٔ جدا از هم نیستند؛ در بسیار از ادوار تاریخ هنر، مکمل یکدیگر بوده‌اند. عکاس تصویر را می‌آفریند و چاپ به آن امکان حضور، تکثیر و ماندگاری می‌دهد.

روز ملی صنعت چاپ، از این رو، تنها روز بزرگداشت یک صنعت نیست؛ روز پاسداشت حافظهٔ مکتوب و تصویریِ جامعه است. یادآوری این حقیقت که فرهنگ وقتی ماندگار می‌شود که بتواند از لحظه بگذرد و در قالبی قابل حفظ به نسل‌های بعد برسد. در این روز، باید از همهٔ کسانی یاد کرد که در زنجیرهٔ تولید یک اثر چاپی نقش دارند؛ از نویسنده، عکاس و طراح تا ویراستار، صفحه‌آرا، چاپخانه‌دار و متخصصان حروف‌چینی، صحافی و چاپ. حاصل کارشان چیزی فراتر از یک محصول فرهنگی است: ساختن پاره‌هایی از حافظهٔ یک ملت.

و شاید بتوان گفت:

هر عکس چاپ‌شده، تکه‌ای از زمان است که به ماده بدل شده؛ و هر کتاب تصویری، حافظه‌ای است که از فراموشی گریخته است.

 

 

ریحانه تقی یاری