- نوع رویداد: نمایشگاه گروهی عکس
- نام نمایشگاه: نِ گاه
- عنوان نمایشگاه: راهها و چهرهها؛ روایت یک سفر
- هنرمندان شرکتکننده: مهرداد اسکناسی، پامیر، صدیقه حسین نیا، مهشید رستم زاده، شقایق سعیدی، علی شخصیان، مصطفی صارمی، غزاله فرهنگ، Jürgen Fenner، مسعود قربانزاده، علی کاکاوندی، ستاره گودرزی، پریا معطی، سید علی موسوی منش، محسن علی نیکپور، علی ویلان، فرزاد هدایتی آرام.
- کیوریتور: الهه دوستی
- افتتاحیه: ۱۹ تیر ساعت ۱۶ الی ۲۰
- اختتامیه: ۲۴ تیر ساعت ۱۶ الی ۱۸
- بازدید سایر روزها: ۱۶ الی ۱۹
- مكان: بهار شمالی، بالاتر از طالقانی، پلاک ۲۴۵، واحد ۱۲، گالری خانه دوست

در ادامه، متن مصاحبههای اختصاصی خبرنگار «اتاق روشن پرس» با سه تن از هنرمندان حاضر در این رویداد (پریا معطی، مهرداد اسکناسی و سید علی موسویمنش) را ملاحظه می کنید:

بخش اول: قدرت و عظمت در دره ستارگان قشم / گفتوگو با پریا معطی

پریا معطی، عکاس و دانشجوی مهندسی انرژی، با نگاهی متفاوت به پیوند میان عشق و قدرت، اثری از یک زن در دره ستارگان قشم را در نمایشگاه «راهها و چهرهها» به نمایش گذاشته است؛ اثری که تضاد میان عظمت طبیعت و جایگاه انسانی را به تصویر میکشد.
معطی در گفتگو با «اتاق روشن پرس» درباره حضور در این نمایشگاه اعلام کرد که پس از مشاهده پوستر این رویداد در فضای مجازی، با توجه به موضوع جذاب آن، تصمیم به شرکت در این نمایشگاه گرفته است.
او با اشاره به موضوع نمایشگاه، اثر خود را که تصویر زنی در دره ستارگان قشم است، معرفی کرد و گفت:
«موضوع عکس ما، “زنان، عاشق بودیم” است. نگاه من به این اثر اینگونه است که ما با عاشق شدن، قدرتمند میشویم و این حس قدرت را در این زن نمایان میبینم.»
معطی در تحلیل نحوه انتقال حس قدرت به مخاطب، به ترکیببندی اثر اشاره کرد و افزود: «قرارگیری این زن در مرکز صخره، به گونهای است که انگار در جایگاهی قدرتمند قرار گرفته است.» وی همچنین خاطرنشان کرد که این پروژه از یک تجربه عکاسی لحظهای و دیدن ناگهانی این سوژه شکل گرفته است.
این عکاس در ادامه با اشاره به هدفگذاری خود برای ارتباط با مخاطب گفت: «میخواهم مخاطب علاوه بر حس قدرت، عظمت طبیعت و کوچکی انسان در برابر آن را نیز درک کند.»
پریا معطی در پایان ضمن بیان برنامههای آتی خود، بر ادامه مسیر سفر و عکاسی از مردم تاکید کرد و گفت: «دوست دارم در آثار آیندهام نیز بیشتر بر مفهوم کوچکی انسان در برابر عظمت طبیعت تمرکز کنم.»
بخش دوم: ثبت آخرین نفسهای زیست عشایری / گفتوگو با مهرداد اسکناسی

مهرداد اسکناسی، عکاس مستند، با نمایش مجموعهای از آثار خود در نمایشگاه «راهها و چهرهها»، فراتر از یک تصویرگری ساده، به دنبال ثبت و حفظ میراث ناملموس در حال زوال زندگی عشایری است؛ پروژهای که با تمرکز بر آخرین بازماندگان عشایر کوچروی پیاده، به شیوه زیست و روایت جدال انسان با طبیعت برای بقا میپردازد.
اسکناسی در گفتگو با «اتاق روشن پرس» از اهداف خود و ماهیت فعالیتهای هنریاش سخن گفت و بیان کرد که تمرکز اصلی او بر عکاسی مستند و قومنگاری از جوامع محلی است. وی با اشاره به پروژهای که از پنج سال پیش آغاز کرده، افزود:
«من جهت مستند نمودن زندگی اقوام و عشایر ایران، با آنها سفرهای متعددی را انجام دادهام که گوشهای از نتایج آن در تصاویر این مجموعه منعکس شده است.»
او با معرفی آثار حاضر در نمایشگاه، به مجموعه «سومین کوچ با ایل بختیاری» اشاره کرد و گفت: «این مجموعه تصاویر، روایتگر مسیر پرچالش و دشوار کوچ ایل بختیاری در شرایط متنوع آبوهوایی کوهستانی در طی چند هفته متوالی است. علت این انتخاب این است که آنها آخرین بازماندگان عشایری هستند که هنوز با پایبندی به سنتهای تاریخی خود به همراه خانواده و با پای پیاده با گله و سایر حیوانات از قشلاق به ییلاق کوچ میکنند.»
اسکناسی با تأکید بر پیامی که از این آثار میخواهد، گفت: «من برای ثبت پرترههای زیبا به آنجا نرفتهام؛ و این سوالی بود که بسیاری از بازدیدکنندگان و عکاسان از من برای عدم نمایش عکسهای پرترهام میپرسیدند. بلکه من در حال ثبت آخرین نفسهای یک شیوه زیست اصیل و انسانی هستم. هدف من تنها ثبت یک عکس نیست؛ بلکه روند ناپدید شدن این سبک از زندگی و گسسته شدن تدریجی پیوند انسان با طبیعت است. این کوچ پیاده، یک چرخه بقاست که زیر چرخدندههای زندگی مدرن به سرعت در حال نابودی است. این آثار فرصتی است برای اتصال مخاطب به پیشینه و گذشتهای که در حال از دست رفتن است.»
وی در ادامه درباره ریشههای این علاقه، به پیوند میان شغل و سفر خود اشاره کرد و افزود: «نزدیک به ۲۵ سال است که زندگیام در سفر میگذرد و در طول این سالها با اقوام و جوامع مختلف در اقصی نقاط دنیا در ارتباط بودهام. ورود به دنیای عکاسی مستند و زندگی با عشایر، یک فرآیند تدریجی در مسیر راه بود که از ترکیب تجربه، عشق به انسانها و آیین و سنتهای آنها، احساس همزیستی و نوعی مسئولیت اجتماعی حاصل شد. در کنار همه دلایل ذکر شده، تجربه منحصربهفرد زندگی کوچنشینی با آخرین عشایر و درک جهان کودکان از مهمترین ریشههای توقف و ماندن در این پروژه بوده است.»
صبر و روایت؛ درسهای زندگی در مسیر قومنگاری
مهرداد اسکناسی در تجربه قومنگاری خود، از ضرورت «صبر و حضور» در برابر «سرعت و شتاب» سخن میگوید؛ درسهایی که او در سفرهای گذشته و زندگی با قبایل و کوچ با عشایر، از دل تجربههای شخصی و زیستن با انسانهای بومی آموخته است:
«در قومنگاری و عکاسی از اقوام، شناخت نسبی از آداب و فرهنگ هر قوم قبل از سفر و دانستن رسم و رسومات قومیتی و عقاید بومی آنها اولین گام برای شروع پروژه است. حس اعتماد و ورود به حریم خصوصی زندگی هر خانواده از قوم با صبر و انتظار و در یک فرایند تدریجی و با ارتباط موثر با اعضای خانواده به دست خواهد آمد. برای به دست آوردن تصاویر واقعیتر، سفرهای متعدد درسی است که در طول مسیر عکاسی، هر عکاس قومنگاری خواهد آموخت. بعد از یک دوره عکاسی مستمر، عکاس تفاوت تصاویر سفرهای کوتاهمدت خود را با سفرهایی که وقت برای زندگی کردن با اقوام و قبیلهها گذاشته است متوجه خواهد شد. توقف و مکث من در دل این زندگی پرسرعت، یک انتخاب آگاهانه است. دوربین من برای ثبت حقایقی تنظیم شده که چشمهای معتاد به سرعت، قادر به دیدنشان نیستند. صبر کردن من در کوهستان با عشایر، پادزهر این شتابزدگی است.»
وی در ادامه با بازگشت به پیشینه خود، از تغییر مسیر زندگیاش از تحصیلات علوم کامپیوتر و شغل مرتبط با آن، به سمت صنعت گردشگری، طبیعتگردی و در نهایت قرار گرفتن در مسیر حرفهای عکاسی مستند گفت. او خاطرنشان کرد که اگرچه از سالها پیش همیشه با دوربین عکاسی در سفر بوده، اما پنج سال اخیر را به صورت حرفهای به حوزه قومنگاری و عکاسی مستند اختصاص داده است.
اسکناسی درباره اهمیت ابزار در هنر، دیدگاه خود را مطرح کرد و افزود: «در عکاسی مستند و روایتمحور در جوامع محلی، نقش ذهن عکاس و درک او از موضوع عکاسی و جهان پیرامون آنها بااهمیتتر از دوربین و لنز است. کسب تجربه و تلاش برای بالا بردن آن با تکرار و بازبینی عکسها و ادامه فرایند مستمر عکاسی مهمترین اصل در این سبک از عکاسی است تا بتواند نه تنها یک تصویر، بلکه یک روایت و داستان منسجم را به تصویر بکشد.»
فلسفه تولید و هنرِ توقف؛ از کفش مناسب تا معنای تولید در عصر سرعت
اسکناسی در ادامه به فلسفه تولید اثر در دنیای پرشتاب امروزی پرداخت:
«در دنیایی که همه با سبقت گرفتن از دیگری و افزودن سرعت، خود را در مسیر ماراتن در حال حرکت میبینند، هنر نه در ابزار، بلکه در تجربه و معنای تولید نهفته است. در بحثهای تخصصی هنر، همواره میان ابزار و تجربه، کشمشی وجود دارد. یکی از آموزندهترین توصیهها در این زمینه، یادآوری کلام “سباستیائو سالگادو” است؛ او معتقد بود داشتن یک کفش خیلی خوب برای یک عکاس از داشتن یک دوربین خیلی خوب اهمیت بیشتری دارد.»
وی افزود: «فرآیند رشد هنری از طریق آزمون و خطا شکل میگیرد. رشد واقعی، در گروی “شروع کردن” و سپس “تلاش برای بهبود” است. هنرمند باید از یک نقطه شروع کند تا بتوان بر اساس خروجی او، نظر داد و راهکار ارائه کرد. آنچه باعث رشد میشود، نه پاسخهای آماده، بلکه مرور زمان و فرآیند سعی و خطا است. هنرمند باید در هر فضای جدید، با دقت به جزئیات نگاه کند؛ حتی اگر یک تجربه ترسناک، سخت یا متفاوت باشد، همگی پازلهای تجربه او را تکمیل میکنند. در عصر سرعت، هنرمند نیازمند یک “توقف استراتژیک” است. توقف کردن به معنای عقب ماندن نیست، بلکه به معنای بازنگری در چرایی حرکت و ماهیت آن چیزی است که تولید میکنیم.»
ارتباط با مخاطب؛ محصول بر پایه خروجی
او در خصوص نحوه مواجهه اثر با مخاطب در دنیای رسانههای نوین بیان داشت: «در دنیای امروز که ابزارهایی نظیر اینستاگرام، همه را به تولید انبوه و عرضه واداشتهاند، پرسش اصلی این نیست که “چه چیزی تولید کنیم؟”، بلکه پرسش کلیدی این است: “چگونه آنچه تولید میکنیم، با مخاطب ارتباط برقرار مینماید؟” ارتباط موثر، فرمول آماده ندارد بلکه نتیجه مستقیم ماهیت تولید ماست. اگر تمرکز بر نحوه بهرهبرداری از محصول هنری باشد، ارتباط با مخاطب به صورت خودکار و بر اساس همان خروجی شکل خواهد گرفت. در نهایت، کیفیت اثر که در یک فرایند طولانی و مستمر کسب میشود، پیوند میان هنرمند و مخاطب را میسازد.»
او در پایان، ضمن ابراز خوشحالی از علاقهمندی مخاطبان به آثارش، بر اهمیت نگاهی فراتر از کادر عکس تأکید کرد.
بخش سوم: موبایلگرافی و ثبت تنهایی موازی در کرانههای قشم / گفتوگو با سید علی موسویمنش

سید علی موسویمنش، هنرمندی که با ابزار موبایل و تجربهای تجربی به دنیای تصویر سفر میکند، با اثری از جزیره قشم تحت عنوان «تنهایی موازی»، در نمایشگاه «راهها و چهرهها» حضور یافته است؛ قاب او تلاقی میان انزوای انسانی و پهنه بیپایان دریا را روایت میکند.
موسویمنش در گفتگو با «اتاق روشن پرس» از مسیر ورود خود به این نمایشگاه گفت و اظهار داشت که با دنبال کردن فعالیتهای هنری خانم دوستی در فضای مجازی، به صورت اتفاقی و با ارسال سه اثر، موفق به کسب تأییدیه و حضور در این رویداد شده است.
وی با اشاره به اینکه خود را عکاس حرفهای نمیداند و فعالیت هنریاش را صرفاً با گوشی موبایل انجام میدهد، افزود: «حدود هفت تا هشت سال است که به این حرفه علاقهمندم و در طول سفرهایم تلاش میکنم با عکاسی، خاطرات و تصاویر ارزشمندی را به جا بگذارم.»
موسویمنش درباره مفهوم اثر خود که در جزیره قشم ثبت شده، گفت:
«انتخاب این تصویر و نامگذاری آن با عنوان “تنهایی موازی”، از ترکیب المانهای تصویر برآمده است؛ نشستن تنها یک زن دستفروش در کنار خط افق موازی دریا و پرواز انفرادی یک مرغ دریایی در آسمان، همگی بر مفهوم تنهایی در این قاب تاکید دارند.»
او در ادامه تأکید کرد که بدون گذراندن هیچ دوره آموزشی و صرفاً بر پایه تجربه، سلیقه شخصی و با نگاهی به سبک مستند، به ثبت تصاویر خود میپردازد.
موسویمنش در پایان، برنامه آینده خود را تهیه تجهیزات حرفهایتر برای ارتقای سطح کیفی آثار و مشارکت بیشتر در نمایشگاههای آتی اعلام کرد.
- نویسنده : فاطمه جعفری ادیب







Saturday, 24 October , 2026