Greg Whitmore
داستان علاقه جان کلاریدج به عکاسی از کودکی آغاز شد. در اواسط دهه ۱۳۳۰ خورشیدی (دهه ۱۹۵۰ میلادی)، در یک شهربازی در وانستد فلتس در شرق لندن، یک دوربین پلاستیکی به عنوان جایزه گذاشته شده بود. جان هشتساله آن را دید و تصمیم گرفت آن را به دست آورد. او میخواست خاطرات همه چیزهایی را که پیرامونش میچرخید ثبت کند و با خود به خانه خانوادگیشان در پلایستو ببرد. با وجود تلاش برای بردن جایزه، موفق نشد و دست خالی برگشت؛ اما همان تجربه مسیر زندگی او را مشخص کرد.
کلاریدج بعدها به عکاسی تبدیل شد که چندین دهه در حوزه تبلیغات فعالیت کرد و جوایز متعددی به دست آورد. او برای سازمانهای گردشگری باهاما، هند، انگلستان و ایالات متحده کار کرد و کمپینهایی برای برندهایی چون رولزرویس، پورشه، جک دنیلز، سونی و رنگلر عکاسی کرد. آثار او در جوایز معتبر D&AD و همچنین One Show در نیویورک مورد تقدیر قرار گرفت.

خیابان کاب، اسپیتالفیلدز، ۱۹۶۶، اثر جان کلاریدج. او در نوجوانی نخستین دوربین خود، یک «ایلفورد اسپورتسمن»، را خرید تا شگفتیهای درست مقابل درِ خانهاش را ثبت کند. عکس: جان کلاریدج
او که در سن ۸۱ سالگی درگذشت، حدود ۵۰ کتاب نوشت که بیشتر آنها را خود منتشر کرده بود و آثارش در نمایشگاههای متعددی در سراسر جهان به نمایش درآمد. عکسهای او در مجموعههای مهمی از جمله موزه ویکتوریا و آلبرت (V&A)، گالری ملی پرتره لندن، شورای هنر بریتانیای کبیر و موزه هنر مدرن نیویورک نگهداری میشوند.
با این حال، شهرت اصلی او به دلیل تصویرهای گرم و انسانی از محلهای بود که در آن رشد کرده بود. عکسهای سیاهوسفید او از زندگی در ایستاند لندن در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی (دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی) بعدها در کتاب «ایستاند» که در سال ۱۳۹۵ (۲۰۱۶ میلادی) منتشر شد گردآوری شدند و جایگاه او را تثبیت کردند.
کلاریدج در نوجوانی، پیش از رفتن برای پخش روزنامه در صبح زود، با پدرش لن کلاریدج صبحانه میخورد. پدر از روزهای کار در دریا، فروش مشروب در نیویورک در دوران ممنوعیت الکل، مبارزات مشتزنی بدون دستکش و زندگی در اسکلهها روایت میکرد. مادرش، دال کلاریدج (با نام خانوادگی پیش از ازدواج کشمن)، که خیاط پیراهن بود نیز با همکاران و همسایهها داستانهای زندگی روزمره را ردوبدل میکرد. کلاریدج بعدها این روایتها را «آموزش شگفتی» خود نامید.
او برای ثبت همین شگفتیها پسانداز کرد و یک دوربین Ilford Sportsman را به صورت قسطی خرید. بیشتر وقت خود را در کنار رود تیمز و اسکلههایی که پدرش در آنها کار میکرد میگذراند و از ساحل یا گاهی از یک قایق بادی کوچک در سپیدهدم عکاسی میکرد. او بهطور خودآموز شیوه ظهور و چاپ عکس را در دستشویی بیرونی خانه خانوادگی یاد گرفت.
در ۱۵ سالگی، پس از ترک مدرسه فنی ساوت وست هم در کنینگتاون، به اداره کاریابی رفت و گفت میخواهد عکاس شود. او را به آژانس تبلیغاتی مککان اریکسون در وستاند فرستادند؛ جایی که در بخش عکاسی به یک دستیار نیاز داشتند و او موفق شد این شغل را به دست آورد.
در سال ۱۳۴۰ خورشیدی (۱۹۶۱ میلادی)، کلاریدج نخستین نمایشگاه انفرادی خود را برگزار کرد و در همان سال بدون هماهنگی قبلی به خانه عکاس مشهور بیل برانت در همپستد رفت تا یکی از عکسهایش را به او هدیه دهد.
او در ۱۹ سالگی استودیوی شخصی خود را در نزدیکی کلیسای جامع سنت پل در لندن افتتاح کرد و همکاری با مجلات و برندهای بزرگ را آغاز کرد.
پس از جدایی از همسر اولش، پائولین گالاگر، از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۸ خورشیدی (۱۹۷۶ تا ۱۹۸۹ میلادی) در آپارتمانی در خیابان فریث در سوهو زندگی و کار کرد؛ فضایی که همزمان خانه، استودیو، دفتر و تاریکخانه او بود و بالای باشگاه جاز «رونی اسکات» قرار داشت.

یک بارجکار در وپینگ، ۱۹۶۳. تصاویر مهآلود کلاریدج یادآور نقاشیهای جی.ام. دبلیو. ترنر بودند. عکس: جان کلاریدج
از سال ۱۳۸۳ خورشیدی (۲۰۰۴ میلادی) به مدت ۱۵ سال، او حدود ۸۰۰ پرتره از چهرههای سوهو ثبت کرد و در سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹ میلادی) نمایشگاهی با عنوان «چهرههای سوهو» برگزار شد.
کلاریدج در سالهای پایانی زندگی زمان خود را میان لندن و خانهاش در جنوبشرق فرانسه تقسیم میکرد؛ خانهای که او و همسر دومش، جنت کلاریدج، پس از ازدواج در سال ۱۳۶۴ خورشیدی (۱۹۸۵ میلادی) آن را بازسازی کردند. جنت از او به یادگار مانده است.
جان ادوارد کلاریدج، عکاس بریتانیایی، ۲۴ مرداد ۱۳۲۳ متولد شد و ۳ خرداد ۱۴۰۵ درگذشت.
منبع:https://www.theguardian.com/
مترجم: ریحانه تقی یاری







Saturday, 24 October , 2026