به گزارش اتاق روشن پرس و نقل از پایگاه عکس چیلیک، آیین بزرگداشت زنده‌یاد محمد کوچکپور کپورچالی، عکاس برجسته و ثبت‌کننده حافظه تصویری گیلان، شامگاه جمعه با حضور خانواده، هنرمندان، عکاسان، پژوهشگران و جمعی از علاقه‌مندان به هنر عکاسی در گالری کلهر رشت برگزار شد

به گزارش اتاق روشن پرس و نقل از دفتر رسانه «پایگاه عکس چیلیک»، این مراسم که با استقبال پرشور اهالی فرهنگ و هنر رشت همراه بود، فرصتی شد تا بار دیگر جایگاه والای این عکاس خودآموخته و تأثیر ماندگار او در مستندسازی فرهنگ و زندگی مردم گیلان مورد توجه قرار گیرد. در این آیین، چهره‌های شاخص عرصه عکاسی و فرهنگ کشور از جمله سیف‌الله صمدیان، کریم ملک‌مدنی، مهدی منعم و فرهاد مهرانفر درباره جایگاه هنری، شخصیت حرفه‌ای و تأثیر ماندگار محمد کوچکپور کپورچالی سخنرانی کردند.

برنامه با پخش فیلم مستندی با عنوان «فریاد جنگل» ساخته عباس کیارستمی آغاز شد. این مستند که در نمایشگاه دائمی عکس محمد کوچکپور توسط سیف‌الله صمدیان تولید شده، روایت سفر دو نفره صمدیان و کیارستمی به منطقه کپورچال و دیدار با محمد کوچکپور است. پخش این فیلم، فضایی احساسی و خاطره‌انگیز را در سالن گالری کلهر ایجاد کرد و حاضران را به دوران اوج فعالیت‌های هنری این عکاس فقید برد.

سپس افسر درویشی، همسر زنده‌یاد محمد کوچکپور کپورچالی، با سخنانی تأثیرگذار درباره ۴۷ سال زندگی مشترک خود با این هنرمند فقید، پرده از رازهای پشت صحنه زندگی یک عکاس خودآموخته برداشت. او گفت: «در سال‌های زندگی مشترک با محمد کوچکپور، تلاش کردم همواره در کنار وی باشم و با خیاطی گذران زندگی می‌کردم تا محمد بتواند به حرفه و علاقمندی خود بپردازد. در این بین، فرزندان ما نیز همراه مشکلات و سختی‌های ما بودند.» این روایت صمیمانه، نشان‌دهنده نقش بی‌بدیل همراهی و فداکاری خانواده در موفقیت‌های هنری این عکاس فقید بود.

فرهاد مهرانفر، کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و پژوهشگر، دیگر سخنران این مراسم بود. او با نگاهی به اثرگذاری عکس‌های محمد کوچکپور کپورچالی گفت: «زمانی می‌توان برای از دست دادن فردی متأسف بود که وی نتواند آثاری ماندگار از خود به جا بگذارد؛ اما کوچکپور توانست با همه وجودش جاودانگی را در آثارش ماندگار کند.» مهرانفر با تأکید بر نقش همسر او به عنوان پشتوانه‌ای بی‌نظیر افزود: «در کنار خلاقیت و پشتکار کوچکپور، نقش همسر وی را به عنوان پشتوانه نمی‌توان نادیده گرفت؛ چرا که با حمایت‌های همسرش بود که محمد توانست آزادانه وقتش را برای این کار بگذارد.»

مهرانفر در ادامه به نبوغ و خلاقیت محمد کوچکپور کپورچالی اشاره کرد و گفت: «وی هیچ‌گاه دوره آکادمیک ندید. ندای درون قلبش دانشگاهش بود. احساس و عواطف به زادگاهش داشت و همیشه دانشجو بود و به دنبال حقیقت می‌رفت. همین راه باعث شد همیشه در حال کشف باشد. کوچکپور هیچ‌گاه متوقف نشد و توانست خلاق باقی بماند.» او درباره مفاهیم عکس‌های کوچکپور نیز عنوان کرد: «محمد، تکه‌پاره‌های یک فرهنگ فروپاشیده‌شده که دیگر در روستا نداریم را جمع کرد. ارزش این چیدمان از آن جهت است که به حقیقت نزدیک‌تر است. زیبایی‌شناسی این آثار از حقیقت هست که به وجود آمده است.»

مهرانفر با اشاره به نقش کوچکپور در حفظ میراث فرهنگی منطقه، افزود: «ویژگی کار محمد، ثبت حقیقتِ فرهنگی مردمانی بود که امروز دیگر به آن شکل وجود ندارند. او مراقبت کرد که آنها فراموش نشوند. او یک تنه جای همه را گرفته بود؛ حتی به واسطه رستورانی که برپا کرده بود، ترویج فرهنگ می‌کرد و پاسدار میراثی بود که می‌دانست در حال فراموشی است.» او پیشنهاد کرد: «به جای تسلیت‌های بیهوده، بخشی از این آثار باید در شهر مزین شود تا در مقابل دیدگان نسل‌های جدید قرار گیرد.»

مهرانفر در بخش دیگری از سخنانش به رویکرد فراقومیتی این عکاس فقید اشاره کرد و گفت: «کوچکپور در قید یک قومیت نبود. او از این موضوع فراتر می‌رفت و تابع صرف گیلان نمی‌شد، به استان‌های دیگر و به ایران بزرگ هم سفر می‌کرد. چرا که وحدت را در کثرت می‌دید؛ این رفتار را در خیلی از کنش‌گران سیاسی و هنری نمی‌توان دید.»

کریم ملک‌مدنی، فیلمساز، فیلمبردار و عکاس، سخنران بعدی این برنامه بود. او در ابتدای سخنانش به چند ویژگی مهم عکس‌های محمد کوچکپور کپورچالی اشاره کرد و گفت: «محمد کوچکپور، عکاس خودآموخته‌ای بود که عکاسی را به صورت آکادمیک طی نکرد و پیش خود آموخت.» ملک‌مدنی تأکید کرد: «خودآموزی در هنر سخت است، چرا که انرژی زیادی می‌طلبد. باید پیگیر بود، زحمت و مرارت کشید و بدتر از همه برای اینکه به هدفت برسی، زمان زیادی باید برایش صرف کنی.»

ملک‌مدنی با برشمردن ویژگی مردم‌دار بودن محمد کوچکپور کپورچالی گفت: «مستند در گرو ارتباط است. تا زمانی که این ارتباط تنگاتنگ نباشد، عکاس نمی‌تواند موفق شود. کوچکپور با جنگل‌نشینان همزیستی و انس داشت و به راحتی ارتباطی برقرار می‌کرد و این‌گونه بود که می‌توانست به اهدافش برسد. در این میان اما عشق و دلبستگی یک مسأله دیگر است. هنر و هنرمندی در گرو عشق است. محمد کوچکپور عاشق بود؛ عاشق کارش، عاشق هنرش، عاشق جنگل و جنگل‌نشینان. عاشق بود که توانست آثار گران‌بهایی را برای این مرز و بوم به ارمغان بیاورد و در نهایت همه اینها در سایه تلاش و تلاش بود.»

وی ادامه داد: «پشتوانه خانوادگی که ایشان داشت بی‌نظیر بود. سمبل این پشتوانه، فداکاری و همراهی افسر درویشی، همسر وی است. خانم درویشی به عنوان یک ناجی در کارهایش بود. وی از خودگذشته و صبور بود که اگر این پشتوانه خانوادگی نبود، این موفقیت‌ها برایش فراهم نمی‌شد.» ملک‌مدنی در پایان، غزلی از حافظ را از زبان محمد کوچکپور کپورچالی خواند:
«زان یار دلنوازم شکریست با شکایت / گر نکته‌دان عشقی بشنو تو این حکایت / بی‌مزد بود و منت هر خدمتی که کردم / یا رب مباد کس را، مخدومِ بی‌عنایت.»

مهدی منعم، عکاس، دیگر سخنران این مراسم بود. او با اشاره به ضعف بیانی عکاسان گفت: «ما عکاسان از نظر بیانی ضعیف هستیم؛ چهل سال است که مسئولیت این گفتمان را از زبان چشمانم ارائه داده‌ام. یعنی چشمان ما زبان تصویر است.» منعم ادامه داد: «وقتی از گیلان حرف می‌زنیم، اولین جایی که به ذهنمان می‌رسد رشت زیبا است؛ رشت معروف به شهر باران با باران‌های رویایی تابستانه و غذاهای خوشمزه. در این بین، به قول محمد صالح علا، به دلیل کمبود وقت سراسیمه از رشت به انزلی می‌رویم. اگر از انزلی دور شویم، به شهر کوچکی می‌رسیم که امروز از کپورچال به بهانه انسانی یاد می‌کنیم که در دهه شصت با خرید یک دوربین و خودآموز و بدون بهره‌گیری از هیچ گونه کلاس و دانشگاهی، هنر عکاسی را آموخت.»

منعم با اشاره به قدرت آثار محمد کوچکپور کپورچالی در ایجاد رابطه انسانی گفت: «قدرت آثار کوچکپور در ایجاد رابطه انسانی نهفته است. هیچ دانشگاهی هنرمند تربیت نمی‌کند و از آن عکاس بیرون نمی‌آید. دانشگاه تنها راه میانبر را به ما یاد می‌دهد. در این بین اما کوچکپور در بزرگترین دانشگاه، یعنی زندگی و در میدان عمل، فارغ‌التحصیل شد.» او درباره ویژگی‌های این عکاس فقید روایت کرد: «کوچکپور انسانی بسیار هوشمند و خلاق بود. من احساس می‌کنم این آدم از زبان بیان و کلامش به درستی استفاده می‌کرد. قدرت عکس‌هایش در ایجاد رابطه انسانی است؛ چرا که بعد از گفتمان و رابطه است که عکاسی متولد می‌شود و وی در عین حالی که با هیچ عکاس بزرگی رفت و آمد نداشت، در واقع به این نتیجه رسیده بود که هنر در تجربه به دست می‌آید.»

منعم ادامه داد: «کوچکپور در عکاسی نگاه انسانی داشت و این یعنی موضوع خود را تحریک، تعریف و تحقیر نمی‌کند. این گونه است که آن موضوع خانواده‌اش می‌شود و تو بهترین عکس را مثل خانواده‌ات از آنها خواهی گرفت. این ارتباط شگفت‌انگیز محمد کوچکپور با موضوعاتش باعث می‌شود که وی، مثل خیلی از عکاسان دهه شصت، با گرفتن یک عکس از موضوع جدا نشود و بارها و بارها بتواند سراغ سوژه‌هایش برود.»

منعم در بخش دیگری از سخنانش به نقش نیکوکارانه محمد کوچکپور کپورچالی در میان اهالی منطقه اشاره کرد و گفت: «محمد برخی مواقع برای این آدم‌ها نقش یک پدر را بازی می‌کرد و در جای دیگر نقش برادر و گاهی هم به عنوان یک نیکوکار در زندگی آنها قرار می‌گرفت. روزی محمد می‌گفت: به کمک خیرین برای بچه‌های جنگل‌نشین کفش و لباس تهیه می‌کرده است. این‌گونه است که محمد کوچکپور بسیاری از رازهای خود را با خود برد و از این جهت باید گله کنیم چرا که ما هنرمندان را به فراموشی می‌سپاریم. قبل از اینکه استیو مک‌کری از دختر افغان عکس بگیرد و بعد از چند سال بازگشت کند به افغانستان و دوباره او را بیابد، محمد کپورچالی در این سبک بسیار عکس گرفته بود اما جایی برای دیده شدن، نداشت.»

وی در پایان سخنانش گفت: «در مورد محمد کوچکپور بسیار می‌توان گفت اما بهترین نکته در مورد وی این است که انسان خودساخته‌ای بود که از سبد زندگی خود خرج فرهنگ این کشور کرد. خانواده‌اش، به‌خصوص همسرش با خیاطی تأمین هزینه کرد و بچه‌ها نیز با صبوری وی را همراهی کردند.»

در پایان این بزرگداشت، سیف‌الله صمدیان، عکاس، فیلمساز و فیلمبردار، به سخنرانی درباره محمد کوچکپور کپورچالی پرداخت و گفت: «کل عکاسان بزرگ جهان که در آژانس عکس مگنوم ثبت شده‌اند، یک نفر فقط به دانشگاه هنری رفته است؛ بقیه همگی خودآموخته بودند. از جمله این عکاسان محمد کوچکپور بود.» صمدیان افزود: «محمد کوچکپور همیشه کارهایش را به همراه می‌آورد و به من نشان می‌داد و مجبورش کردیم تا قراردادی بسته شود و کتابی از آثارش چاپ شود. برای این کار در هر بخش بهترین عکس‌هایش را سختگیرانه انتخاب کردیم و در نهایت منتشر شد.»

صمدیان درباره اهمیت کتاب‌های منتشرشده از آثار این عکاس فقید گفت: «کتاب‌های «گیلان بهشت طبیعت» و «دریچه سبز» که در این مراسم عرضه شدند، برای گیلان تنها مرجع کامل بصری با واقعیت‌هایی هستند که امکان ندارد دوباره تکرار شود. اگر محمد کوچکپور نبود، در این حد که برای این منطقه الان تصویر وجود دارد، تصویری نداشتیم. کوچکپور به گمان من، تک‌سوار تاریخ تصویری ایران است.»

در پایان این مراسم، کتاب‌های «گیلان بهشت طبیعت» و «دریچه سبز» برای تهیه علاقه‌مندان در محل عرضه شد. گفتنی است این برنامه با همکاری گالری کلهر، رستوران شورکولی رشت و فروشگاه ایرانیان برگزار شد

  • نویسنده : امیر حسنی پارسا