مانی مهرزاد در گفت‌وگوی اختصاصی با اتاق روشن پرس، از نسبت برف با ناشناختگی، سکوت، فقدان و جست‌وجوی معنا در مجموعه نقاشی «پس از برف» می‌گوید؛ مجموعه‌ای که در ادامه جهان «جغرافیای برف»، مخاطب را به مواجهه‌ای تازه با شناخت خویشتن و مرزهای ادراک دعوت می‌کند.

۱. چرا برف را برای مواجهه با ناشناختگی انتخاب کردید؟

برای من، برف هم پدیده‌ای طبیعی است و هم وضعیتی ذهنی؛ چیزی را می‌پوشاند و هم‌زمان امکان دیدن جهان را به شکلی دیگر فراهم می‌کند. این مرز مبهم میان حضور و غیاب، برف را به بستری برای تأمل درباره‌ی ناشناختگی، فراموشی و امکان آغاز دوباره تبدیل می‌کند.

 

۲. سکوت چگونه به زبان بصری تبدیل می‌شود؟

سکوت در نقاشی‌های من به معنای خالی‌بودن نیست، بلکه فضایی برای حضور است. می‌توان آن را در گستردگی سطوح، فاصله‌ی میان پیکره‌ها، رنگ‌ها و مکث میان عناصر جست‌وجو کرد. برای من، سکوت فرصتی است برای نزدیک‌شدن به چیزهایی که در هیاهوی زندگی کمتر دیده یا شنیده می‌شوند.

۳. آیا هنگام نقاشی اجازه می‌دهید اثر برخلاف تصور اولیه‌تان پیش برود؟

معمولاً نقاشی با تصویری روشن در ذهنم آغاز می‌شود که ابتدا آن را طراحی می‌کنم؛ اما در جریان اجرا، تصویر تغییر می‌کند، عناصر تازه‌ای پدیدار می‌شوند و مسیر اثر گاهی از تصور اولیه‌ام فاصله می‌گیرد. ادامه می‌دهم تا جایی که خود نقاشی به من بگوید تمام شده است. گاهی معنای عناصر نیز پس از پایان کار برایم آشکار می‌شود؛ تجربه‌ای شبیه دیدن خوابی در بیداری.

۴. در «پس از برف» با پنهان‌شدن مواجهیم یا آشکارشدن؟

فکر می‌کنم هر دو، و شاید مهم‌تر از آن، وضعیت میان این دو. برف چیزی را می‌پوشاند، اما همین پوشاندن می‌تواند شکل تازه‌ای از دیدن را ممکن کند. مسئله برای من فقط کشف چیزی پنهان نیست؛ بلکه پذیرفتن این احتمال است که آنچه آشکار می‌شود، هرگز تمام حقیقت یک چیز نباشد.

۵. دوست دارید مخاطب بدون خواندن استیتمنت چه چیزی را احساس کند؟

دوست دارم مخاطب لحظه‌ای از تجربه‌ی معمول خود فاصله بگیرد و با چیزی روبه‌رو شود که شاید نتواند به‌سادگی نام‌گذاری‌اش کند؛ حسی از آشنایی با جهانی ناشناخته، یا مواجهه با پرسشی تازه. برایم مهم نیست همه به برداشت یکسانی برسند؛ مهم این است که اثر امکان تجربه‌ای شخصی را برای هر مخاطب فراهم کند.

۶. «پس از برف» چه نسبتی با «جغرافیای برف» دارد؟ چه چیزی را با خود آورده‌اید و چه چیزی تغییر کرده است؟

«پس از برف» ادامه‌ی جهان «جغرافیای برف» است، اما تکرار آن نیست. آنچه با خود آورده‌ام، برف به‌عنوان بستری برای مواجهه با فقدان، فراموشی و امکان باززایی است. در مجموعه‌ی جدید، نگاهم بیشتر به لایه‌های ناشناخته‌ی وجود، شناخت خویشتن و جست‌وجوی معنا معطوف شده است. جهان قبلی را کنار نگذاشته‌ام؛ امکان دیگری برای ورود به آن پیدا کرده‌ام.

۷. دوست دارید مخاطب با چه پرسشی از گالری بیرون برود؟

دوست دارم این پرسش با او بماند: «در جهانی که شناخت ما از آن همیشه محدود است، چگونه می‌توانیم معنایی برای بودن خود پیدا کنیم؟» شاید پاسخ نه در رسیدن به نتیجه‌ای قطعی، بلکه در خودِ تجربه‌ی زیستن و مواجهه‌ی پیوسته با ناشناخته‌ها شکل بگیرد.

  • نویسنده : نازنین حیدرزاده