سنت تاریخی «مادر پنهان» در عکاسی قرن نوزدهم، راهکاری هوشمندانه و فنی برای مهار تکان‌های کودک در دوران نوردهی‌های طولانی‌مدت داگرئوتیپ و صفحه خیس بود که امروزه به اشتباه به عنوان آثاری روح‌زده یا پرتره‌های پس از مرگ تعبیر می‌شود.

به گزارش اتاق روشن پرس، «مادر پنهان» (Hidden Mother) یکی از غریب‌ترین و جذاب‌ترین ژانرهای عکاسی در سده‌های گذشته به شمار می‌رود که ریشه‌های تاریخی آن هم‌زمان با روزهای آغازین تولد این رسانه و معرفی فرآیند داگرئوتیپ (Daguerreotype) در سال ۱۸۳۹ میلادی (۱۲۱۸ خورشیدی) شکل گرفته است، دورانی که در آن عکاسان با انداختن پارچه‌ای ضخیم، تیره یا ملافه‌ای سرتاسری بر روی سر و پیکر مادر و یا پنهان کردن او پشت صندلی پوشیده با پارچه، تلاش می‌کردند شرایط فنی ثبت پرتره کودکان خردسال را مهیا کنند. این تصاویر تاریخی در روزگار ما حسی آمیخته با وحشت، شوخ‌طبعی و سردرگمی ایجاد می‌کنند و در نگاه مخاطب مدرن تصاویری شبح‌گون و ترسناک جلوه می‌کنند، اما واقعیت بنیادین پشت این قایم‌باشک بصری، صرفاً چالش‌های پیچیده سرعت شاتر و زمان نوردهی طولانی (Exposure times) در روزگار کهن بوده است؛ چرا که به دلیل حساسیت نوری فوق‌العاده پایین صفحات فلزی و شیشه‌ای، لنز دوربین‌ها ناگزیر بودند برای ثانیه‌ها و حتی دقایق متوالی باز بمانند و این مسئله ثبت پرتره از کودکان پرتحرک را تقریباً غیرممکن می‌ساخت مگر آنکه تکیه‌گاهی صبور همچون مادر، نوزاد را محکم و بی‌حرکت در موقعیت کادر ثابت نگه می‌داشت تا در نهایت تصویر در قاب‌بندی نهایی، بریده و پیرایش (Crop) شود.

عکاس و سوژه ناشناس

این سنت شگفت‌انگیز که تا دهه ۱۹۲۰ میلادی (حدود ۱۳۰۰ خورشیدی) و پیش از اختراع فیلم‌ها و لنزهای پرسرعت رواج داشت، اخیراً توسط شین بالکوویچ (Shane Balkowitsch)، عکاس برجسته و معاصر حوزه فرآیند صفحه خیس کولودیون (Wet plate collodion process)، در استودیوی نور طبیعی او مورد بازآفرینی تجربی قرار گرفت؛ فرآیندی دشوار و تاریخی که توسط فردریک اسکات آرچر (Frederick Scott Archer) ابداع شده و بالکوویچ برای بزرگداشت این سنت کهن، پرتره‌ای از نوزادی به نام میزی (Mazie) را به همراه مادرش دانا (Dana) و پدرش کریس (Chris) در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی (برابر با ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶ میلادی) به ثبت رساند. او در این تجربه استودیویی با استفاده از دوربین قطع بزرگ الساندرو جیبلینی (Alessandro Gibellini 8×10 large format camera) و لنز کارل زایس تسار (Carl Zeiss Tessar 250mm lens f/4.5) و با بهره‌گیری از زمان نوردهی ۸ ثانیه‌ای، ثابت کرد که گرمای دست و شنیدن صدای مادر در زیر نقاب تیره بهترین شیوه برای آرام نگه‌داشتن نوزاد است و این تکنیک در صورت مراقبت، شاهکاری از امولسیون نقره بر روی شیشه سیاه (Black glass ambrotype) خلق می‌کند که قابلیت ماندگاری بایگانی بیش از ۱۰۰۰ سال را داراست.

عکاس و سوژه ناشناس

علاوه بر پنهان‌سازی مادران، چالش مهار حرکات ناخواسته فقط به اطفال محدود نبود، بلکه بزرگسالان نیز تاب و توانِ ماندن در یک حالت سکون مطلق چند ثانیه‌ای و دقیقه‌ای را نداشتند و همین نیاز تکنیکی سبب شد ابزاری به نام «پایه‌نگه‌دارنده سر» یا استند ژست (Headbrace / Posing stand) به وسیله‌ای حیاتی در استودیوهای عکاسی عصر ویکتوریا بدل شود؛ وسیله‌ای مکانیکی با پایه‌های سنگین چدنی که سر سوژه را از پشت قفل می‌کرد تا فرد تنها دغدغه پلک‌زدن را داشته باشد، زیرا در فرآیندهای شیمیایی کند آن روزگار، یک پلک‌زدن آنی و سریع هرگز وضوح تصویر پایانی را خدشه‌دار نمی‌کرد. با وجود این واقعیت‌های روشن فیزیکی و شیمیایی، یک باور نادرست و عامیانه بسیار گسترده در میان مخاطبان امروزی پدید آمده که گمان می‌کنند وجود این ابزارهای مهاربندی فلزی نشانه‌ای از «عکاسی پس از مرگ» (Post-mortem photography) و نگه‌داشتن اجساد مردگان است، فرضیه‌ای که کاملاً باطل است زیرا وزن سنگین پیکر بی‌جان (Dead weight) هرگز نمی‌تواند روی چنین گیره‌های ظریفی تعادل خود را حفظ کند و این استندها صرفاً ابزاری برای تثبیت زندگان بوده‌اند، وسیله‌هایی که امروزه نمونه‌های اصیل قرن نوزدهمی آن‌ها در حراجی‌های بین‌المللی با قیمت‌های فراتر از ۱۰ هزار دلار معامله می‌شوند.

عکاس و سوژه ناشناس

امروزه پدیده «مادر پنهان» به گنجینه‌ای پرطرفدار در بازارهای هنری و حراجی‌های کلاسیک تبدیل شده و نام آن بارها در کنار عکاسی روح‌نگاری (Spirit photography) یاد می‌شود؛ چنان‌که در سال ۲۰۱۳ میلادی (۱۳۹۲ خورشیدی)، لیندا فرگنی ناگلر (Linda Fregni Nagler)، هنرمند برجسته ایتالیایی-سوئدی، کتابی جامع با نام «مادر پنهان» (The Hidden Mother) منتشر ساخت که بیش از ۱۰۰۰ نمونه تاریخی از این دست پرتره‌ها را گردآوری کرد و امروزه ارزش نسخه‌های آن در پلتفرم آمازون (Amazon) به بیش از ۱۹۷۶ دلار می‌رسد. این اسناد بصری حیرت‌انگیز ما را به مقایسه‌ای ژرف میان وسواس، عمق و ماندگاری شاهکارهای دستی سده نوزدهم میلادی و سیل بی‌پایان تصاویر شکننده و ناپایدار در عصر دیجیتال فرامی‌خوانند؛ جایی که امروزه میلیاردها تصویر در حافظه تلفن‌های همراه تولید می‌شوند اما کمتر از یک درصد آن‌ها بر روی کاغذ چاپ می‌گردند و در معرض نابودی نرم‌افزاری و سخت‌افزاری در گذر قرن‌ها قرار دارند، در حالی که شیشه‌ها و صفحات فلزی نقره با بیش از ۱۷۰ سال قدمت همچنان راوی فداکاری، صبر و تاریخ زنده بشر هستند.

 آثار تصویری این گزارش:

  • پرتره میزی و مادر پنهان («Mazie’s Hidden Mother»): صفحه شماره ۵۸۰۴، ثبت‌شده در استودیوی فرآیند صفحه خیس شیشه نوستالژیک (Nostalgic Glass Wet Plate Studio) توسط شین بالکوویچ (Shane Balkowitsch) در تاریخ ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶ میلادی (۳۰ شهریور ۱۴۰۵ خورشیدی) با تکنیک آمبروتیپ شیشه سیاه.
  • پرتره دوگانه نوزاد در دامن مادر پوشیده: نمونه اصیل دوران آغازین عکاسی، مربوط به دوره داگرئوتیپ و آمبروتیپ قرن نوزدهم، اثر عکاس ناشناس.

  • پرتره استودیویی تارشده و حرکت‌دار: منسوب به خانواده هنسون (Henson)، ثبت‌شده با تکنیک نوردهی چندگانه بین سال‌های ۱۹۰۴ تا ۱۹۳۷ میلادی (۱۲۸۳ تا ۱۳۱۶ خورشیدی) توسط دابلیو. وینسنت کلی (W. Vincent Kelly) | منبع: کتابخانه دولتی ویکتوریا (State Library Victoria).

  • پرتره استودیویی با نگه‌دارنده سر (Headbrace): ثبت‌شده در سال ۱۸۹۳ میلادی (۱۲۷۲ خورشیدی) توسط اِی. اچ. ویلر (A.H. Wheeler) | منبع: کتابخانه کنگره آمریکا (Library of Congress).

  • تجهیزات بازسازی‌شده: رپلیکای ساخته‌شده از استند فلزی نگهدارنده سر در کارگاه ریخته‌گری مدرن مستقر در استودیوی نوستالژیک گلس.

 

 

 

منبع: https://petapixel.com/

مترجم: حنانه قنبری