بازگشت موج علاقه به دوربینهای دیجیتال قدیمی (Digicams) تأثیر عمیقی بر ذهنیت بسیاری از عکاسان داشته است؛ این روند باعث شده تا آنها بیش از هر زمان دیگری، «دقت فنی» و وسواسهای تکنیکال را فراموش کنند. در عوض، آنها به شیوهای عکاسی میکنند که سالها پیش رایج بود؛ شیوهای که تصاویر را بسیار ارگانیکتر، زندهتر و لذتبخشتر میکند. اما مهمتر از آن، بسیاری از عکاسان دیگر اجازه نمیدهند دوربین «بهجای آنها» عکاسی کند. حقیقت این است که حتی گوشی هوشمند شما هم میتواند عکسهای فوقالعادهای ثبت کند، اما نباید بگذارید که گوشی یا دوربینِ گرانقیمتتان، تصمیمگیرنده نهایی باشد.
این مقاله، نگاهی است به آرشیوهای «Phoblographer» که در زمانی نوشته شده که هنوز خبری از هیاهوی هوش مصنوعی در عکاسی نبود. عنوان اصلی این مطلب «رها کردن دقت فنی» بود که ما آن را با مقدمهای تازه برای شما بازنشر میکنیم.

هنگامی که هواپیما در فرودگاه JFK نشست، لرزشی در وجودم حس کردم. با وجود خستگی مفرط ناشی از یک پرواز ۱۲ ساعته، کششی ناگزیر برای بیرون زدن از هواپیما و عکاسی از شهرم با دوربین در دست، در من شعلهور شد. من تقریباً نیمی از یک سال را در خارج از کشور زندگی کرده بودم؛ دورهای که شاید در مقیاس بزرگ زندگی ناچیز باشد، اما برای تغییر زاویه دید بصری من کافی بود. نمیتوانستم دقیقاً پیشبینی کنم که نیویورک را چگونه خواهم دید، اما حسی در درونم میگفت که عکسهای این بار، متفاوت از تصاویری خواهد بود که پیش از مهاجرت به استانبول ثبت میکردم.
زندگی در خارج از کشور، مرا از بندِ «دقت فنی» در کارهای شخصیام رها کرده است. قبل از اینکه خانه را ترک کنم، دوربینم مثل یک زنجیر به پایم بسته شده بود. اگر بدون دوربین از خانه بیرون میرفتم، دچار حمله عصبی میشدم و معمولاً به خانه برمیگشتم تا آن را بردارم؛ از ترس اینکه مبادا عکسی را از دست بدهم. اینها مربوط به زمانی بود که هنوز پتانسیل عکاسی گوشیام را کشف نکرده بودم. در آن زمان، اگر عکسی با دوربین حرفهایام ثبت نمیشد، آن را نگه نمیداشتم، چون احساس میکردم به اندازه کافی «جدی» نیست.
آنچه در نیویورک یافتم، هم آشنا بود و هم غریبه؛ زیرا بودن به عنوان یک گردشگر در وطنم حس عجیبی داشت. سفر من کمی کمتر از دو هفته طول کشید و این متن را در روزهای پایانی اقامتم، پیش از بازگشت به استانبول مینویسم. تصور میکنم اگر قرار بود برای همیشه بازگردم، رویکردم متفاوت بود، اما چنین اقامت کوتاهی به این معناست که نیویورک را فقط میتوانم با عجله ببینم. عکاسی در اینجا برای من، جمعآوری خاطراتی است برای بایگانی کردن و مرور در زمانی که دور از خانه هستم.

خاطرات برای من در مکانهای توریستی خلاصه نمیشود. ساختمان امپایر استیت، برج تجارت جهانی یا مجسمه آزادی، همان نیویورکی هستند که اکثر مردم میشناسند، اما اینها آن نیویورکی نیستند که روح مرا به حرکت درمیآورد. نیویورکِ من، خاطراتی که میخواهم جمعآوری کنم، «مردم» هستند.
گوشی هوشمند من به دلیل محدودیتهای فنیاش، برای این وظیفه (جمعآوری خاطرات) بسیار مناسب است. فایلها حجم چندان زیادی ندارند و سنسور نمیتواند جزئیات بیش از حدی را ثبت کند، بهخصوص وقتی در حال عکاسی سریع هستید. گفته میشود که وقتی چیزی را به یاد میآورید، در واقع دارید آخرین باری را که آن را به خاطر آوردهاید، بازخوانی میکنید. خاطرات در گذر زمان در درون خود گم و تحریف میشوند و من معتقدم عکاسی با موبایل در به تصویر کشیدن همین حسِ «خاطرهگونه» و تغییریافته، بسیار موفق است.
منبع: https://www.thephoblographer.com/
مترجم: ریحانه تقی یاری







Saturday, 24 October , 2026