در دورانی که سازندگان لنز به سمت خروجی‌های بیش از حد «بالینی» و کاملاً بی‌نقص حرکت می‌کنند، هنوز یک لنز قدیمی وجود دارد که قلب عکاسان را به تپش می‌اندازد. نقدی بر لنز Zeiss 85mm f1.4 Otus که نشان می‌دهد چرا «کمال فنی» همیشه به معنای «ثبت یک عکس به‌یادماندنی» نیست و چرا وابستگی بیش از حد به پس‌تولید (Post-production)، خلاقیت ما را محدود کرده است.

اوایل سال ۲۰۲۶ بود که نقد و بررسی لنز Zeiss 85mm f1.4 Otus ML را به پایان رساندم. از نظر من، این لنزِ جدید، کسل‌کننده، فاقد خلاقیت و حتی ذره‌ای به خوبی نسخه اصلی نبود. نسخه اصلی Zeiss Otus 85mm f1.4 که در سال ۲۰۱۴ بررسی کردم، لنزی است که هنوز با علاقه و نوستالژی به آن نگاه می‌کنم. درست است؛ لنز بزرگی بود، سنگین بود و حتی کار کردن با آن سخت بود. اما تا همین امروز، من هنوز عاشق عکس‌هایی هستم که با آن ثبت کردم و حتی از آن‌ها به عنوان مرجع در آرشیو عکس‌هایم استفاده می‌کنم. پس چه چیزی تغییر کرده است؟

فکر می‌کنم موضوع به «رنگ‌ها» برمی‌گردد و این واقعیت که زایس، «روح و کاراکتر» را از لنز گرفت تا آن را به چیزی فوق‌العاده بالینی و ماشینی تبدیل کند. بگذارید این‌طور بگویم: وقتی با لنز اصلی کار می‌کردم، انگار گرفتن یک عکس بد غیرممکن بود. اما وقتی از Otus ML جدید استفاده کردم، انگار همه‌چیز شبیه به سایر لنزهای موجود در بازار شده بود.

علاوه بر این، حس می‌کردم که باید برای گرفتن یک عکس خوب «تلاش» کنم و قانون بازده نزولی عملاً وجود نداشت. خروجی عکس‌ها فقط و فقط می‌توانست بهتر و بهتر شود. حتی الان، در حال مرتب‌سازی آرشیو ۲۰ ساله‌ام از عکس‌هایی هستم که با دوربین‌های واقعی ثبت شده‌اند؛ و وقتی به کارهای انجام‌شده با لنز ۸۵ میلی‌متری Otus f1.4 نگاه می‌کنم، مجذوب خروجی خیره‌کننده‌ای می‌شوم که نسخه اصلی به من می‌داد.

در پایین، گالری کوچکی از ۹ عکسی که با لنز Zeiss Otus 85mm f1.4 گرفته‌ام را می‌بینید. به من اعتماد کنید وقتی می‌گویم بسیاری از این عکس‌ها ویرایش خیلی کمی داشته‌اند یا اصلاً ویرایش نشده‌اند. در واقع، اغلب به یاد می‌آورم که به صفحه پشت دوربین نگاه می‌کردم و چنان شیفته نتیجه می‌شدم که نمی‌توانستم باور کنم. به علاوه، همیشه برایم سوال بود که چرا کانن در آن زمان نمی‌توانست دوربین‌های با رزولوشن بالا و باکیفیت تولید کند؟

در نهایت، احساس می‌کنم چیزی که باید به دنیای عکاسی بازگردد، همین است. چرا دوربین‌ها به نقطه‌ای رسیدند که برندها تصمیم گرفتند اجازه دهند عکاس‌ها خودشان در مرحله پس‌تولید (Post-production) مشکلات را حل کنند؟ چرا بسیاری از کسانی که ادا و اطوار عکاس‌ها را درمی‌آورند، فکر می‌کنند برای رسیدن به اصالت، باید حجم عظیمی از کار را به خانه ببرند و در کامپیوتر اصلاح کنند؟

فکر می‌کنم دلیلش را می‌دانم: دلیلش این است که بسیاری از عکاسان نسل جدید که با دوربین‌های بدون‌آینه دیجیتال کار می‌کنند، هرگز یاد نگرفتند که چطور با فیلم عکاسی کنند و چطور باید مطمئن شوند که دوربین تمام کارها را برای آن‌ها انجام نمی‌دهد. در نهایت، لنزها به چیزی شبیه به یک صفحه سفید و بی‌روح تبدیل شدند.

ایده «اصلاح در پس‌تولید» اگر پیش‌تولید و تولیدِ خوبی وجود داشته باشد، همیشه هم بد نیست. اما بسیاری از اوقات، آن مرحله اولیه اصلاً وجود ندارد.

سال گذشته، یک Nikon D850 خریدم و گاهی به فکر خرید لنز Zeiss Otus 85mm f1.4 برای آن می‌افتم، فقط برای اینکه ببینم چه کارهای فوق‌العاده‌ای می‌توانم با آن انجام دهم. بنابراین هر از گاهی وب‌سایت «Used Photo Pro» را چک می‌کنم تا قیمت‌ها دستم بیاید. اگر امروز دوباره این لنز را بخرم، باید زمانی را اختصاص دهم تا حتماً آن را در یک پروژه واقعی به کار بگیرم، چرا که این لنز سزاوار چنین احترامی است.

منبع: https://www.thephoblographer.com/

مترجم: نازنین مالکی