نمایشگاه گروهی عکس اعضای کانون عکاسی شفق با عنوان «دست»، فرصتی برای بازخوانی یکی از بنیادی‌ترین عناصر در عکاسی فراهم کرده است؛ عنصری که هم ابزار خلق تصویر است و هم سوژه‌ای سرشار از معنا. حمیدرضا اسماعیل، عکاس مفهومی و شب و مدرس دانشگاه ، در گفت‌وگو با خبرنگار «اتاق روشن پرس» از ظرفیت‌های بصری و مفهومی این نمایشگاه می‌گوید.

۱. «دست» در عکاسی، فراتر از یک عضو بیولوژیک، ابزار اصلی خلق کردن است. از نگاه شما، نمایشگاه امروز چگونه توانسته است تقابل میان «دست به عنوان ابزارِ عکاس» و «دست به عنوان سوژه» را به تصویر بکشد؟

به نظرم یکی از جذابیت‌های موضوع «دست» همین دوگانگی است. دست هم وسیله‌ای است که عکاس با آن نگاه خود را ثبت می‌کند و هم می‌تواند خودش تبدیل به موضوعی برای مشاهده شود. اتفاقاً «دست» یکی از آن موضوع‌هایی است که در ظاهر ساده به نظر می‌رسد، اما از نظر عکاسی ظرفیت مفهومی بسیار زیادی دارد؛ چون هم‌زمان می‌تواند نشانه‌ی کار، هویت، تجربه، ارتباط، قدرت، مراقبت، زمان و حتی خاطره باشد.

عکاس: آرمان روشن

دست، نزدیک‌ترین بخش بدن انسان به مفهوم «عمل کردن» است. انسان بسیاری از ارتباطات خود با جهان را از طریق دست تجربه می‌کند؛ ما با دست می‌سازیم، می‌نویسیم، لمس می‌کنیم، مراقبت می‌کنیم، کار می‌کنیم و حتی احساسات خود را منتقل می‌کنیم. گاهی هم با دست حرف می‌زنیم.

در عکاسی، وقتی از دست صحبت می‌کنیم، فقط با یک عضو بدن مواجه نیستیم، بلکه با یک نشانه روبه‌رو هستیم. هر دست می‌تواند حامل معنایی خاص و قابل‌خوانش باشد و به بیان احساسات عکس کمک کند. از طرف دیگر، دست ارتباط مستقیمی با خودِ عکاسی دارد؛ عکاس هم با دست جهان را ثبت می‌کند، دوربین را نگه می‌دارد، تنظیم می‌کند، لحظه را انتخاب می‌کند و بخشی از نگاه خود را به تصویر تبدیل می‌کند. بنابراین می‌توان گفت دست، نه فقط موضوع این نمایشگاه، بلکه استعاره‌ای از فرآیند خلق اثر هنری هم هست.

عکاس: آرمان روشن

۲. در عکاسی مفهومی، ما از اشیاء برای بیان ایده‌های انتزاعی استفاده می‌کنیم. به نظر شما، نمایشگاه «دست» بیشتر بر جنبه‌های فیزیولوژیک تمرکز دارد یا بر نمادهای مفهومی؟

به نظرم نقطه قوت نمایشگاه در تنوع نگاه‌هاست. بعضی آثار بیشتر به ویژگی‌های فیزیکی دست، فرم، خطوط، بافت و زیبایی‌شناسی آن توجه کرده‌اند و بعضی دیگر از دست به عنوان یک نماد استفاده کرده‌اند؛ نمادی از کار، ارتباط، تنهایی، قدرت یا حتی گذر زمان.

این تفاوت نگاه‌ها نشان می‌دهد که یک موضوع واحد می‌تواند مسیرهای متفاوتی برای بیان هنری ایجاد کند. هدف از این نمایشگاه شاید این نبوده که همه عکس‌ها یک نگاه واحد داشته باشند، بلکه فرصتی بوده تا هنرمندان برداشت‌های شخصی و متفاوتی از یک موضوع مشترک ارائه دهند.

در عکاسی همیشه مهم این نیست که موضوع چقدر پیچیده است؛ مهم این است که عکاس چه نگاهی به آن دارد و چگونه آن را به تصویر تبدیل می‌کند. عکاس با ذهنش عکس می‌گیرد و با دوربینش آن ذهنیت را به تصویر تبدیل می‌کند.

عکاس: آرمان روشن

۳. از دیدگاه یک هنرمند، «دست» می‌تواند نشان‌دهنده هویت و تاریخچه یک انسان باشد. در آثار مشاهده‌شده، کدام جنبه از هویت انسانی بیشتر برجسته بود؟

چیزی که برای من بیشتر قابل توجه بود، حضور مفهوم تجربه و زمان در بعضی از آثار بود. دست‌ها برخلاف بسیاری از عناصر تصویری، حافظه دارند؛ خطوط، چین‌ها و تغییرات روی پوست می‌توانند روایت سال‌ها زندگی باشند.

در بعضی آثار، دست تبدیل به سندی از تلاش و تجربه انسان شده بود، نه صرفاً تصویری از یک عضو بدن. یک دست چروکیده می‌تواند روایت سال‌ها زندگی و تجربه باشد، یک دست کارگر می‌تواند درباره تلاش و طبقه اجتماعی صحبت کند، یک دست کودک می‌تواند نشانه آغاز و کشف جهان باشد و حتی یک دست که صرفاً در کادر حضور دارد، می‌تواند بخشی از یک روایت بصری یا مفهومی باشد.

در واقع، دست در اینجا فقط یک فرم بصری نیست، بلکه تبدیل به واسطه‌ای میان انسان، تجربه زیسته و فرآیند خلق اثر شده است.

عکاس: آرمان روشن

۴. با توجه به تخصص شما در عکاسی شب، نورپردازی یکی از چالش‌برانگیزترین بخش‌ها در عکاسی از سوژه‌هایی مثل «دست» است. در این نمایشگاه، مدیریت سایه‌ها و نورهای تأکیدی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در عکاسی، نور نقش بسیار مهم و کلیدی دارد. نور مناسب می‌تواند حجم، فرم و بافت را آشکار کند و به روایت عکس کمک کند. همچنین سایه‌ها می‌توانند به اندازه خود نور معنا ایجاد کنند.

در برخی از آثار، به‌ویژه آثار سیاه‌وسفید، توجه به تضاد میان روشنایی و تاریکی باعث شده بود دست از یک موضوع ساده به یک عنصر بصری با بار احساسی تبدیل شود. البته به نظر من یکی از نکات مهم این است که نور صرفاً برای زیباتر کردن تصویر استفاده نشود، بلکه در خدمت مفهوم اثر باشد. در برخی آثار، این موضوع به‌خوبی رعایت شده بود.

۵. عکاسی مفهومی نیازمند کنترل دقیق بر ترکیب‌بندی است. کدام آثار توانسته‌اند با ترکیب‌بندی‌های غیرمتعارف معنای جدیدی به سوژه بدهند؟

یکی از ویژگی‌های جالب این نمایشگاه این بود که هنرمندان فقط به ثبت مستقیم دست اکتفا نکرده بودند. در بعضی آثار، جایگاه دست در کادر، ارتباط آن با فضای اطراف و حذف یا اضافه کردن عناصر دیگر باعث شده بود مخاطب فراتر از خودِ دست فکر کند.

در عکاسی مفهومی، ترکیب‌بندی فقط چیدمان عناصر نیست، بلکه روشی برای هدایت نگاه و ساختن معناست. این نوع نگاه می‌تواند به عکس، لایه‌ای تازه از تفسیر و خوانش بدهد و اثر را از یک ثبت ساده به یک بیان هنری تبدیل کند.

۶. به عنوان یک مدرس، اگر بخواهید یک توصیه کلیدی به دانشجویان عکاسی برای ورود به دنیای عکاسی مفهومی و فاین‌آرت داشته باشید، چیست؟

مهم‌ترین توصیه من این است که قبل از گرفتن عکس، یاد بگیرند چگونه نگاه کنند. عکاسی مفهومی از یک ایده شروع می‌شود، نه از دوربین.

مطالعه، دیدن عکس و فیلم خوب و شنیدن موسیقی فاخر، بخش مهمی از این فرآیند است. عکاسان باید بتوانند در موضوعات ساده و روزمره، دریچه‌ای تازه برای دیدن پیدا کنند. یک موضوع ساده مانند «دست» اگر با نگاه شخصی همراه شود، می‌تواند به یک روایت انسانی تبدیل شود.

۷. اگر بخواهید این نمایشگاه را در سه کلمه توصیف کنید که از دیدگاه یک متخصص عکاسی شب و مفهومی باشد، آن سه کلمه چیست؟

زمان، معنا، روایت   

 عکس: رومینا لیاقت

  • نویسنده : آرمان روشن