
ترنت پارک، از مجموعه «Monument»، ۲۰۲۳
گرگوری و ریچل بارکر Gregory and Rachel Barker در سال ۲۰۱۴ نشر فتوبوک Stanley/Barker را در شروپشر، واقع در منطقه وست میدلندز انگلستان، بنیان گذاشتند. نخستین کتاب آنها، «Studio 54» اثر تاد پاپاجرج، مجموعهای منتشرنشده از عکسها را در قالب روایتی یکشبه از فضای یکی از افسانهایترین کلوبهای شبانه جهان ارائه کرد.

صفحهی بازشو از کتاب «ماریون» اثر کریستوفر اندرسون، ۲۰۲۲
این دو که در لندن به تحصیل عکاسی و هنر پرداختهاند، اکنون در میانه دهه چهارم زندگی خود هستند و طی سالهای گذشته تکنگاریهایی از عکاسان کمتر شناختهشده اما تأثیرگذار منتشر کردهاند. انتشار آثار هنرمندانی مانند میمی پلامب، جودیت بلک و جک لودرز-بوث باعث شد توجه تازهای به کار آنها جلب شود. کیفیت بالای چاپ سیاهوسفید، ساختار روایی در توالی تصاویر و توجه به تجربه فیزیکی کتاب در دست، از ویژگیهای شاخص آثار این نشر است.

ترنت پارک، از مجموعهی «بنای یادبود» (Monument)، ۲۰۲۳
ریچل بارکر درباره آغاز فعالیتشان میگوید: گرگ عکاسی خوانده بود و من هنرهای تجسمی. ما در شرکت Blurb که در زمینه چاپ کتاب بر اساس سفارش فعالیت میکرد با هم آشنا شدیم.
گرگوری بارکر نیز توضیح میدهد که این آشنایی در زمانی اتفاق افتاد که بازار فتوبوک در حال شکلگیری موجی تازه بود. آنها در سال ۲۰۰۹ رویدادی با عنوان Photo Book London برگزار کردند که نخستین گردهمایی مهم فتوبوک در لندن به شمار میرفت. با این حال، پس از آن سه سال زمان صرف کردند تا پروژه نخست خود را پیدا کنند، زیرا تصویر روشنی از آنچه یک فتوبوک میتواند باشد در ذهن داشتند.

ترنت پارک، از مجموعهی «بنای یادبود» (Monument)، ۲۰۲۳
در سال ۲۰۱۳ هنگام بازدید از نمایشگاه Paris Photo، آنها مجموعه عکسهای «Studio 54» از تاد پاپاجرج را در گالری توماس زاندر دیدند. پس از آن شش ماه تلاش کردند تا این عکاس و گالری را متقاعد کنند که اجازه دهند دو ناشر جوان و بیتجربه کتابی بر اساس این تصاویر منتشر کنند.
با گذشت یک دهه، آنها معتقدند بازار فتوبوک پس از رکود ناشی از همهگیری دوباره در حال بازیابی است. به گفته ریچل بارکر، بازار میتواند به سرعت تغییر کند و انتخاب پروژهها باید با در نظر گرفتن مخاطب انجام شود. استقبال گسترده از پیشفروش برخی کتابهای جدید این نشر نشان میدهد که همچنان انرژی و علاقه قابل توجهی در میان مخاطبان عکاسی و کتابهای هنری وجود دارد.


میمی پلامب، از مجموعهی «مگالیت استیل» (Megalith Still)، ۲۰۲۳
از نگاه گرگوری بارکر، یکی از نقشهای مهم آنها در عرصه نشر عکاسی، یافتن پروژههایی است که در زمان خود آنگونه که باید دیده نشدهاند. او میگوید بسیاری از مجموعههای مهم عکاسی هرگز به کتاب تبدیل نشدند یا توجه کافی دریافت نکردند. هدف آنها انتشار کتابهایی است که هم مخاطب داشته باشند و هم واقعاً لازم است وجود داشته باشند.
در همین راستا، این نشر با بسیاری از عکاسانی همکاری کرده است که در دهه ۱۹۷۰ در ماساچوست و ایالتهای اطراف فعالیت میکردند؛ از جمله سیج سویر، مارک استاینمتز، سرجیو پورتل، سوزان کندل، پل مکدانا، مایک اسمیت، جوآن آلبرت، هنری هورنشتاین، جک لودرز-بوث و کاترین تورچان. در آن دوره، جریان مهمی از زنان عکاس در حال شکلگیری بود که تصاویر قدرتمندی خلق کردند، اما به دلایل مختلف چندان مورد توجه قرار نگرفت. به گفته بارکر، بازانتشار این آثار میتواند به بازنگری و گسترش بدنه مرجع تاریخ عکاسی کمک کند.
آنها فرآیند ساخت یک فتوبوک را نوعی همکاری سهجانبه میان هنرمند، ناشر و طراح میدانند. هدف این است که کتاب ادامه طبیعی اثر عکاس باشد، نه بازتاب سلیقه ناشر. عکاسان گاه دههها از زندگی خود را صرف ساخت یک مجموعه عکس میکنند، بنابراین شیء فیزیکی کتاب نیز باید با همان دقت و احترام طراحی شود.
با این حال، در طراحی داخلی کتابها سادگی حفظ میشود. پس از صفحه عنوان، تصاویر با کیفیت بالا و بدون پیچیدگیهای بصری ارائه میشوند تا مخاطب بتواند مستقیماً وارد جهان تصویری عکاس شود.
یکی از عناصر کلیدی در رویکرد این نشر، سکانسبندی تصاویر است. ریچل بارکر میگوید یکی از کتابهایی که تأثیر زیادی بر آنها گذاشت «A Criminal Investigation» اثر واتابه یوکیچی بود. این کتاب با ارجاعهای بصری و ساختار روایی خود، تجربهای شبیه دنبال کردن یک پرونده جنایی ایجاد میکند.

جلد کتاب «پلیزنت استریت» اثر جودیت بلک، ۲۰۲۰
آنها این نگاه روایی را در بسیاری از پروژههای خود به کار گرفتهاند. برای نمونه، در کتاب «Carnival» اثر مارک استاینمتز، مخاطب از لحظه ورود به کارناوال تا پایان روز و روشن شدن چراغها در شب همراه با تصاویر پیش میرود. این ساختار ساده، تجربهای شبیه یک سفر تصویری ایجاد میکند.
به باور گرگوری بارکر، هدف سکانسبندی نباید صرفاً ایجاد شباهتهای بصری میان تصاویر باشد. اگر مخاطب تنها به دنبال یافتن ارتباطهای ظاهری میان عکسها باشد، از تجربه احساسی مجموعه فاصله میگیرد. در عوض، توالی تصاویر باید مخاطب را در جریان عاطفی مجموعه غوطهور کند.
او معتقد است صحبت کردن درباره واکنش احساسی به هنر کار دشواری است و به همین دلیل در نقدهای فتوبوک کمتر مورد توجه قرار میگیرد. با این حال، همین تجربه عاطفی است که میتواند یک مجموعه عکس را برای مخاطب ماندگار کند.

دیو هیث، از مجموعهی «یک لحظهی کوتاه» (One Brief Moment)، ۲۰۲۳
به عنوان نمونه، در کتابهای دیو هیث که این نشر منتشر کرده، تصاویر سادهای از زندگی خیابانی دیده میشود. اما نحوه ثبت نور و بافت پوست در عکسها چنان بار احساسی ایجاد میکند که توضیح دقیق آن دشوار است. در اینجا یک مخاطب عمومی ممکن است تنها صحنههایی از خیابانهای آمریکا در دهه ۱۹۶۰ ببیند، در حالی که مخاطب جدی عکاسی میتواند لایههای عمیقتری از زیبایی، اندوه و تجربه انسانی را در همان تصاویر کشف کند.
در نهایت، از نگاه استنلی/بارکر، فتوبوک تنها مجموعهای از عکسها نیست، بلکه نوعی تجربه روایی و احساسی است. همین تجربه است که میتواند نگاه ما به گذشته عکاسی را تغییر دهد و با بازنمایی هنرمندان و پروژههای کمتر دیدهشده، به گسترش بدنه مرجع تاریخ عکاسی کمک کند.
منبع: این گفتوگو نخستینبار در شماره ۲۵۲ مجله Aperture در بخش The PhotoBook Review منتشر شده است.
مترجم: ریحانه تقی یاری







Saturday, 24 October , 2026